هیجان فکری

برخی افکار  یا گفت گو ها میتوانند نوعی هیجان طلبی باشند. یک فرد معتاد به هیجان میتواند از طریق غرق شدن در این نوع افکار یا سخنها «انرژی مغزش» را بالا ببرد. از موارد شایع از این قبیل افکار یا سخنها، انتقاد کردن است که خصوصیات زیر را دارد:

۱. فرد هیچ وظیفه یا مسولیتی در قبال موضوع مورد انتقاد ندارد. هم‌چنین احتمال دارد (ولی الزامی نیست) انتقاد به کسی مطرح شود که او هم هیچ نقشی در موضوع نداشته باشد. مثلا انتقاد از سیاست های کلان کشور در مکالمه افراد عادی.

۲. از ابتدا مشخص است که در نهایت هیچ کاربرد عملی از آن فکر یا گفتگو حاصل نخواهد شد.

۳. بحث به گونه ای است که برای فرد را از لحاظ هیجانی برانگیخته میکند (در غیر این صورت  انگیزه اصلی -که همان کسب هیجان است- به دست نمی‌آمد).

۴. بیشتر وقتها زمان شروع این افکار/بحثها مواردی است که راه بهتری برای برانگیختگی هیجانی وجود ندارد (مثلا در یک مهمانی که افراد کار دیگری ندارند و حوصله شان سر رفته، و برای همین انتقاد کردن از چیزی را شروع میکنند).

 

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
سينا

سلام، از مطلب واقعاً اموزنده شما خيلي استفاده كردم من هميشه به اين فرك مي كردم كه اسم اين رفتار پدرم رو چي بزارم؟ حالا با خوندن اين مطلب حداقل ميدونم اسمش چيه [لبخند] ازتون خواهش مي كنم در صورت امكان راه هاي موثر براي ترك اين نوع اعتياد رو هم بگيد. بازم ممنونم[گل]

daghighan moshkele manam hast fekr konam ADHD daram aslan nemitunam ru darsam tamarkoz konam har 15 min az sare darsam miparam ba in hal ke midunam farda emtehan daram

سميه

با عرض سلام و تشكر من دختري هستم 28 ساله مدتي است كه درباره بيش فعالي مطالعه ميكنم وبا توجه به نشانه هاي اين اختلال مطمئن شده ام كه خودم بيش فعال هستم ولي با توجه به اين كه خيلي دير پي به اين اختلال برده ام آيا ميتوانم به درمان اميدوار باشم آيا داروهايي كه براي اين اختلال تجويز شده عوارض ديگري هم دارد؟ آقاي دكتر خواهش ميكنم شماره مطبتون رو برام بنويسيد و يا اگه براتون امكان نداره لطفا دكتر ديگه اي كه بتونه اين اختلال رو به خوبي تشخيص بده و براي درمان كمك كنه معرفي كنيد؟ راستي آقاي دكتر من يك برادر زاده 10 ساله دارم كه به احتمال زياد او هم دچار اين اختلال ميباشد ولي هرچه به مادرش ميگويم كه فرزندشون رو پيش يك روانشناس ببرند با برخورد تند او مواجه ميشوم و اينگونه برداشت ميكنند كه من در حال برچسب زدن به فرزندشان مي باشم مادر اين كودك حاضر است همه رنجهايي كه اين كودك به او وارد ميكند را تحمل كند ولي او راپيش يك متخصص نبرد ولي با اين حال من احساس مسئوليت ميكنم و نمي دانم چگونه به والدين اين كودك بفهمانم كه اين مشكل خيلي جدي است. خواهش ميكنم پاسخ من را بدهيد با تشكر