رقابت مفاهیم در فرایند پزشکی شدن

پدیده پزشکی شدن (medicalization) مفهومی است که توسط ایوان ایلیچ (Ivan Illich) و میشل فوکو (Michel Foucault) رواج پیدا کرد و به گسترش دامنه فعالیت‌های درمانگران از قبیل افزایش دخالت آنها در فرایندهای تولد و مرگ اشاره می‌کند. به طور معمول تصور بر این است که با افزایش میزان دخالت، قدرت نیز بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل، اصطلاح پزشکی‌شدن ممکن است برای اشاره به راهکارهای توسعه‌طلبانه و قدرت‌طلبانه به کار برود (١).

ممکن است خصوصیات برخی افراد که ناهنجار تلقی شده‌اند، در طی فرایند پزشکی‌شدن به عنوان یک مشکل پزشکی معرفی شوند، و خصوصیات مذکور به یک برچسب (تشخیص) مرتبط گردند. اما در طی فرایند پزشکی شدن، ممکن است رقابتی میان مفاهیم صورت بگیرد.

رقابت نوع ١

در این حالت تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر اصلی بودن خصوصیات مرتبط است. مثلا در اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، بحث شود که کدام نشانه، علت اصلی مشکلات است (کم‌بودن تمرکز یا زیاد بودن فعالیت جسمی یا تکانشی بودن).

رقابت نوع ٢

در این حالت نیز تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر در برگرفتن خصوصیات است. برای مثال برخی از مولفان «احساس قریب الوقوع بدبختی» و «عدم توانایی انجام کارهای روتین» را از نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی می‌دانند، ولی در DSM-IV-TR به اینها اشاره ای نشده است.

رقابت نوع ٣

در این حالت نیز تشخیص مشترک است و رقابت بر سر سبب‌شناسی و در نتیجه درمان بیماری است. برای مثال، با تاکید بر نقص ناقل‌های عصبی به عنوان علت اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، درمان دارویی وجاهت پیدا میکند؛ و با تاکید بر علل اجتماعی مداخلات روانی و اجتماعی منطقی می‌شوند. نکته جالب این‌جاست که در عمل امکان بررسی سبب شناسی کم‌تر فراهم است و عمدتا به دلیل موثر بودن درمان دارویی، سبب شناسی زیست‌شناختی مطرح شده است. از آن جایی که روانپزشکان و روانشناسان به انواع مختلفی از درمان می‌پردازند، این رقابت، نوعی رقابت حرفه‌ای نیز محسوب می‌شود.

رقابت نوع ۴

در این حالت دو تشخیص متفاوت مطرح میشود، اما خصوصیات مورد نظر مشابه و یا تا حد زیادی مشترک هستند. این رقابت معمولا نهفته است، چون هر یک از درمانگران تنها به یک نوع تشخیص اعتقاد دارند.

لازم است مفهوم فوق از مفاهیم زیر تفکیک گردد:

هم‌زمانی ابتلا (co-morbidity): در این شرایط در یک فرد، دو تشخیص که نشانه‌های متفاوتی دارند موجود است.

تشخیص افتراقی (differential diagnosis): در این حالت یک درمانگر در فردی نشانه‌های را دیده است و تلاش می‌کند یک تشخیص را برای آن فرد انتخاب کند و به بررسی تشخیص‌هایی که در آن نشانه مشترک هستند می‌پردازند.

 

به دلیل که در روانپزشکی روش قطعی (Gold standard) جسمی برای تصمیم‌گیری در رقابت‌ها وجود ندارد، نمی‌توان از این رقابت‌ها اجتناب کرد. معمولا مفهومی که از حمایت افراد و سازمان‌های قوی‌تری برخوردار باشد، رواج بیشتری پیدا می‌کند.

 

1) Scot J, Marshall G, (2005) Oxford Dictionary of sociology, Oxford University Press, New York.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤