تکثر و اختلال کم توجهی و بیش فعالی

تکثر یا تنوع (منظورمdiversity  است. نمیدانم ترجمه رایج آن در جامعه شناسی همین است یا نه؟) از دیرباز با بیماری ها و اختلالات طبی در ارتباط بوده است. در نگرش سنتی، مساله این است که آیا در بیمارانی که از لحاظ جنس، سن، قومیت و وضع اقتصادی متفاوت هستند، تشخیص و درمان یکسان صورت میپذیرد یا نه، و هدف برقراری عدالت برای تمام افراد است.

در این نوع نگرش، وجود تکثر در درمانگران (تنوع در نحوه تشخیص و درمان بیماری ها) نیز تایید شده، اما از آن به عنوان یک مشکل یادشده است که باید حل شود.

اما قصد من، ارائه نگرشی متفاوت به ارتباط تکثر و اختلال کم توجهی و بیش فعالی است:

«بیماران» مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی، در میزان کنترل بر توجه، حرکات بدن و انگیزه های درونی شان با دیگران متفاوت اند. بنابراین آنها افرادی «متفاوت» هستند، که «بیمار» خواندن آنها پیامدهایی دارد، از قبیل:

  • صرف برچسب زدن به یک فرد ممکن پیامدهای روانی و اجتماعی برای فرد به دنبال داشته باشد.
  • برچسب زدن باعث محدودیت در نگرش ها میشود: زمانی که ما یک پدیده را «بیماری» بخوانیم، به طور ضمنی تایید کرده ایم که: ۱) یک مشکل وجود دارد، ۲)‌ این مشکل در برخی افراد است(نه در محیط و عوامل اجتماعی)، ۳) راه حل این مشکل درمان است، به این معنا که باید تلاش شود تا این افراد تغییر پیدا کنند و مشابه سایرین شوند و پذیرفتن آنها، آن گونه که هستند، مطلوب نیست. بنابراین دیگر نمیشود آن پدیده را به عنوان یک امر متفاوت، که بالقوه ممکن است مثبت باشد، در نظر گرفت.
  • حتا معرفی یک «ماده» به عنوان «دارو» باعث محدودیت میشود و مانع میشود که افرادی که «بیمار» نیستند بتوانند از آن استفاده کنند و کنترل درمانگران بر آن ماده را ضروری نشان میدهد. 

 

همان گونه که ذکر شد، تکثر در درمانگران نیز به عنوان امری نامطلوب شناخته میشود و تلاش میشود از طریق راهکارهای تشخیصی و درمانی دقیق، آن را تا جای ممکن کاهش دهند. در طب نوین، به طور رسمی فضایی برای فردیت درمانگران در نظر گرفته نمیشود (یکسان نمایی isomorphism، یا مک دونالدی کردن درمان McDonaldization of Health Care).

اما تکثر در درمانگران وجود دارد، و مطالعاتی که به کم بودن میزان اطلاع افراد از یک روش خاص یا تردید آنها (uncertainty) نسبت به آن روش اشاره می کنند، به وجود آن اعتراف کرده اند (در نظر داشته باشید که اگر یک درمانگر نسبت به یک روش درمانی خاص «آگاهی» ندارد، الزاما به معنای ناموفق بودن او در برخورد با افراد مرتبط نیست).

به هر حال، به تحقیقات بیشتری نیاز است که تکثر در درمانگران و علل و ابعاد آن را بررسی کنند (تز دکترای من در این زمینه است).

شاید از  راه حل های تکثر درمانگران، پرهیز از ادعای خارق العاده طب نوین در داشتن توانایی برای حل کردن «تمام» مشکلات باشد (این ادعا بعد از موفقیت چشم گیر طب نوین در درمان بیماری های عفونی برای اولین بار  ایجاد و سپس با پیشرفتهای اخیر در علم ژنتیک و فن آوری های مرتبط  تقویت شده است).

نکته آخر تکثر در افکار است.

 «دانش» ما بر پایه تحقیقات به دست میآید و تحقیقات با وجود سرمایه های مالی انجام میشوند. بنابراین برای تمام ایده ها امکان تحقیق و فراهم کردن مدارک علمی وجود ندارد و تنها مواردی که برای دارندگان سرمایه و قدرت جذاب باشند مورد تحقیق قرار میگیرند، مثلا اختلال کم توجهی و بیش فعالی برای سازندگان داروهای محرک بسیار جذاب است و انها سرمایه های زیادی را به تحقیقات در این زمینه اختصاص داده اند. (این امر یک نکته منفی از نظام سرمایه داری میتواند باشد، اما در نظام های سوسیالیستی تمرکز گرا شاید وضع بدتر هم باشد)  

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳