اگر فکر می‌کنید که کم‌توجه و بیش‌فعال هستید

مقدمه

شاید شناخت شما از خودتان به نفع تشخیص بیش فعالی و کم توجهی باشد. مطالعه کتاب‌ها علمی در این زمینه می‌تواند به شما کمک کند. راه دیگر این است که متخصصی را بیابیدکه بتواند چهره به چهره با شما صحبت کند. به این منظور بهتر است  با یک متخصص روانپزشکی مشورت کنید (هر چند که تمام متخصصان با این تشخیص در بزرگسالی موافق نیستند).  شرح حال خود را از کودکی شروع کنید چرا که تشخیص کودکی شناخته شده است.

از آن جایی که من در ایران نیستم که بتوانم مستقیما کمک کنم، مطالب زیر را که قبلا در پاسخ به ای‌میل دوستی نوشته بودم ذکر میکنم.
 
توصیه‌هایی برای افراد کم‌توجه/بیش‌فعال

این حالت (اختلال کم توجهی و بیش فعالی) چیزی نیست که اگر داشته باشید، در شما از بین برود. حالتی است که اگر داشته باشید، همیشه با شما خواهد بود. بنابراین مهم ترین نکته این است که چه طور میتوانید با آن کنار بیایید و زندگی راحت و شاد تری داشته باشید.

مهم ترین فایده گرفتن تشخیص، گرفتن دارو برای بهبود تمرکز است (ریتالین). اما این دارو تا زمانی که مصرف میشود اثر میکند و شما را در کل عوض نمیکند. اگر به هر دلیل دسترسی به دارو پیدا نکردید  نکات زیر در افزایش تمرکز شما کمک میکنند (این موارد در همه افراد تاثیر یکسانی ندارند و باید به تجربه راه مناسب برای خودتان را کشف کنید).

  • خواب منظم و کافی
  • نوشیدن قهوه یا چای (بسته به فرد این یا آن)
  • استفاده از روش های فعال (نوشتن در حین مطالعه...)
  • گوش کردن به موسیقی ریتم دار و شاد
  • ورزش : با ورزش نظیر پیاده روی و دویدن ماده ای به نام BDNF در مغز زیاد میشود که باعث افزایش رشد سلولهای مغزی است و در عملکرد مغز تاثیر خیلی مثبتی میگذارد. تا جایی که میتوانید فعال باشید. هر چه بیشتر بهتر. مثلا اگر میتوانید پرینتر را ان ور اتاق بگذارید که باعث شود مکرر از جای خود بلند شده و به ان طرف اتاق بروید این کار را بکنید و از هر فرصتی برای پیاده روی استفاده کنید و اگر امکانش هست هر هفته منظم وقتهایی را به دویدن اختصاص دهید. تاثیر ورزش حتا از ریتالین هم بیشتر گزارش شده است.
  • آرامش و پرهیز از اضطراب
  • نوشتن کارها، وظایف و افکار بر روی کاغذ

    به خاطر داشته باشید که موارد یادشده نمیتوانند شما را عوض کنند و شما تبدیل به کسی بشوید که مشکل تمرکز ندارد. اما شما میتوانید مهارتهایی را پیدا کنید که با وجود داشتن مشکل تمرکز بتوانید کارتان را انجام بدهید. مهم این است که کارتان انجام بشود حالا چه طور خیلی مهم نیست. شاید روش شما با همکارانتان فرق کند. مثلا شاید شما نیاز داشته باشید به شکلی منظم زمان کار خود را تنظیم کنید که بعد از نیم ساعت یا چهل دقیقه چند دقیقه استراحت کنید، شاید شنیدن موسیقی بتواند حالت خستگی را در شما رفع کند، ... بسته به نوع کارتان باید فکر کنید چه روشهایی امکان انجام کار را برای شما فراهم میکنند.

     برخی افراد اطرافیان‌شان را به خاطر اشتباه های خودشان سرزنش میکنند که این روش نه تنها کمکی به حل مساله نمی کند بلکه رابطه فرد با دیگران را هم خراب میکند. با توجه به این که شما نمیتوانید نوع تمرکزتان را به طور کلی تغییر دهید باید فکر کنید که چه طور میتوانید اشتباه های احتمالی را خودتان کشف و برطرف کنید. مثلا شاید شما لازم داشته باشید که کاری را که انجام داده اید قبل از تحویل به رئیس چند بار بررسی کنید تا اشتباه های احتمالی را کشف کنید و یا شاید از یک همکار بخواهید این چک کردن را دوستانه برای شما انجام دهد و شما هم در مقابل برایش کار دیگری را انجام دهید. به هر حال باید مسولیت کارهای خود را قبول کنید (مثلا اگر اشتباه شما دردسر ایجاد کرده عذرخواهی کنید و سعی کنید راهی پیدا کنید که از بروز آن در آینده جلوگیری شود).

     سعی کنید تا جای ممکن ارتباط شخصی خود را با دیگران بهبود ببخشید. افراد بیش فعال خیلی وقتها به دلیل گفتن حرفهای خاص دیگران را بیهوده از خود می رنجانند. سعی کنید از انجام کاری که باعث رنجش دیگران میشود خودداری کنید و یک رابطه عادی و خوب با همکاران برقرار کنید. سعی کنید رابطه خوب در عین حال عادی و مثبتی با خانواده و اطرافیان داشته باشید. این به ارامش و افزایش تمرکز کمک میکند اما به یاد داشته باشید در این مورد هم مثل بقیه موارد نباید کمال طلب بود و همه انسانها از جمله  شما و اطرافیان تان یک سری ایرادهایی دارید که باید راحت با اینها کنار امد.

 به خاطر داشته باشید که شما در هر محیطی که کار کنید بالاخره شما همین وضع را دارید (چون یکی از کارهای افراد بیش فعال تمایل به تغییر شغل است در حالی که ثبات میتواند یک عامل موفقیت باشد).  نکته دیگر این است که بدترین شغل برای افراد بیش فعال کارهای روتین و خسته کننده است که خیلی تمرکز میخواهند و بهترین شغل حالتی است که فرد به رفع مشکلات میپردازد و نوعی ماجراجویی و هیجان در شغل هست. اگر امکانش را دارد کاری را انتخاب کنید که در آن موثر تر هستید. در واقع در چنان موارد داشتن بیش فعالی که نقطه قوت برای فرد محسوب میشود.

اگر امکان ندارد سعی کنید راههای انجام کارتان را پیدا کنید. درکل به خاطر داشته باشید شما نمیتوانید عوض بشوید و تبدیل به شخص دیگری بشوید، بلکه باید با همینی که هستید بتوانید سازگارتر بشوید یعنی راه هایی را پیدا کنید که از دردسرها و ضررها کم کنند و بر موفقیت ها اضافه کنند.

   

 

دو نکته اخر این که:
  • معنویت و داشتن ارتباط قلبی با خدا در کتابهای انگلیسی توصیه شده (هر چند که باورش برای ما سخت است، و فکر میکنیم غربی ها خدا را نمیشناسند، اما اینها هم بر اثر تعالیم دینی خود و هم‌چنین به تجربه تاثیر دعا و ارتباط درونی با خدا را فهمیده اند).
  • به حرفهای دیگران خیلی خوب گوش دهید بهترین کسانی که میتوانند در پیشرفت شما به شما کمک کنند دشمنان شما هستند که عیب های شما را به شما یادآوری میکنند و در نتیجه شما میتوانید با رفع کردن و پیش گیری از آنها به موفقیت نزدیک تر شوید.

 

 

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۸
تگ ها : تشخیص ، راه حل