خروج از چاه

گاهی اتفاق‌های ساده یادآور درس‌های بزرگ هستند. امروز با یک چنین مساله‌ای رو‌به‌رو شدم.

از خانه‌ دوستم برمی‌گشتم که دسته‌کلیدم بر اثر بی‌دقتی از دستم افتاد و از بدشانسی رفت داخل یک چاه آب! بدون این کلیدها نمی‌توانستم سوار ماشین و  وارد خانه شوم و یا به وسایل دانشگاهم دسترسی پیدا کنم، بنابراین راهی برایم باقی نمانده بود به جز خارج کردن دسته کلید از چاه. درِب چاه را به هر زحمتی بود درآوردم و بعد از بررسی اوضاع فهمیدم این چاه با وجود کوچک بودن دهانه‌اش، در حدود دو متر عمق دارد که نیمی از آن با آب پر شده و به علت تاریکی هوا هم جای دسته کلید پیدا نیست. بنابراین به وسیله‌ای نیاز داشتم که به ته چاه برسد. با دوستم به بررسی محیط اطراف پرداختیم و توانستیم یک میله بلند پیدا کنیم. از دوستم خواهش کردم برای نور فکری کند، او پیشنهاد کرد از نور ماشین او استفاده کنیم، که هر چند اول به نظرم نمی‌رسید کمکی کند، ولی بعد با استفاده از یک آینه موثر واقع شد. شاید در حدود  بیست مرتبه میله را ته چاه بردم و بیرون کشیدم ولی غیر از برگ خیس‌خورده چیزی نصیبم نشد. در حالی که از خدا کمک می‌خواستم در ذهنم تجسم کردم که کلید ته چاه است، بنابراین اگر با میله آن را به دیواره چاه فشار بدهم می‌توانم آن را بالا بیاورم. سرانجام یک بار که سر میله از  آب بیرون آمد، چشمم به دسته کلید افتاد. هنوز امکان داشت با یک تکان دوباره به درون چاه رها شود، بنابراین در حالی که با یک دست میله و کلید را بی‌حرکت نگه داشته بودم، دست دیگرم را به آرامی به کلید رساندم. حسن ختام این خاطره هم عکسی بود که همسر دوستم  از ما در حال کلنجار رفتن با چاه آب خیابان گرفت! 

این مساله یادآور اصولی است که همه‌ی انسان‌ها می‌توانند برای خروج از چاه استفاده کنند:

١) پیشگیری: خیلی از مشکلات بزرگ به دلیل اشتباه‌های کوچک رخ می‌دهند، تا جای ممکن باید از آنها خودداری کرد.

٢) واقع بینی: گله از شانس و حوادث کمکی‌ نمی‌کند، باید به فکر راه حل بود.

٣)هدف‌مندی: باید هدف روشن و تعریف شده‌ای داشت. «کسب موفقیت» هدف خوبی نیست، چون به اندازه کافی دقیق و روشن نیست.

٣) ارزیابی شرایط: وقتی هدف روشن شد، بعد باید به بررسی شرایط و کسب اطلاعات، مطالعه، مشورت و مشاهده پرداخت و به حرف‌های دیگران توجه کرد. یک نکته مهم این است که انسان خودش نمی‌تواند قاضی خوبی برای خودش باشد و خیلی وقت‌ها دوستان صداقت کافی در مطرح کردن نقاط ضعف افراد را ندارند، بنابراین باید عیب‌جویی بدخواهان را غنیمت شمرد و به دقت به انتقادها و نیش و کنایه‌ها گوش کرد، تا بتوان وضع خود را بهبود بخشید.

۴) ابزار مناسب: برای دسترسی به هر هدفی، به ابزار مناسب نیاز است. برای مثال ممکن است این ابزار  کاغذ  و قلم باشد، برای کسی است که نکات لازم را بدون یادداشت کردن فراموش می‌کند، یا وسیله‌ای برای ضبط صدا تا موارد طرح شده در جلسات را به خاطر داشت، و یا هر چیز دیگری که می‌تواند برای رسیدن به هدف کمک ‌کند.

۵) همکاری:‌ بدون داشتن رابطه خوب با اطرافیان نمی‌توان موفق شد. باید به پیشنهادها و صحبت‌های دیگران به دقت توجه کرد و به روشنی توقعات خود را به آنها بیان نمود.

۶) امید و پشتکار:‌ در انجام هر کاری باید انتظار داشت که تلاش‌های متعدد با شکست رو به رو شوند و باید تا زمان کسب موفقیت به تلاش ادامه داد.

٧) توکل به خدا:‌معنای توکل به خدا این است که هر چه در توان داریم انجام دهیم و از خدا بخواهیم در مواردی که خارج از اختیار ما هستند به ما کمک کند.

٨) خلاقیت و تجسم: باید هدف و راه را رسیدن به آن را در ذهن تجسم کرد تا بتوان به انتخاب راه رسیدن به هدف و اصلاح آن پرداخت.

٩) حفظ هوشیاری: موفقیت ممکن است در آخرین لحظات هم از دست رود، بنابراین همیشه باید انگیزه و هوشیاری را حفظ کرد.

١٠) شوخ‌طبعی: با شوخ طبعی می‌شود بدترین شرایط را به لحظاتی شاد و به یادماندنی تبدیل کرد.

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٤
تگ ها : راه حل