حقوق بشر و اختلالات روانی

چند سال قبل در کنفرانسی با عنوان فوق در شهر وارویک شرکت کردم. موضوع سخنرانی من در خصوص اختلاف نظر هایی بود که در مورد اختلال کم توجهی و بیش فعالی وجود دارد.

معتقدان به مدل طبی این اختلال با استناد به حق برخورداری از درمان ضروری میدانند که درمان این اختلال (داروهای محرک) برای کلیه مبتلایان فراهم گردد. آنها گاهی گامی فراتر نهاده و درمان را الزامی دانسته و خواهان استفاده از الزامات قانونی برای تضمین این امر هستند (برای مثال میخواهند با والدین فرزاندان مبتلا، در صورت عدم درمان، تحت اتهام غفلت از فرزندان برخورد قانونی صورت گیرد).

از سوی دیگر برخی افراد مشتاقانه خواهان دریافت این داروها هستند، اما در صورت عدم تایید پزشکان قادر به تحقق آن نخواهند بود.

مدل جایگزین، که من پیشنهاد کردم به رسمیت شناختن اختلاف برخی افراد است (بدون به کارگیری برچسب بیمار) و ارائه داروها و اطلاعات مرتبط به گونه ای است که بر اساس آزادی فردی مورد استفاده قرار گیرند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤


نقش اینترنت در طبی نمایی (medicalization)

اختلال کم توجهی و بیش فعالی عنوانی بحث بر انگیز است که بنا بر نظر جامعه شناسان از جمله پیتر کنراد Peter Conrad یک مثال شاخص از فرایند طبی نمایی است ( او در کتاب Deviance and medicalization به تبیین طبی نمایی مواردی از قبیل بیش فعالی، کودک آزاری و اعتیاد پرداخته است و از سال ۱۹۷۵ تا کنون مقالات جالبی در خصوص طبی نمایی بیش فعالی ارائه کرده است). برخی معتقدند که رسانه ها و بالاخص اینترنت با ترویج مدل طبی این پدیده، بر میزان طبی نمایی آن می افزایند (یعنی افراد با مطالعه علائم و نشانه های این اختلال در اینترنت، اعتقاد پیدا میکنند که به آن ابتلا دارند و از پزشک شان طلب تشخیص و درمان میکنند). از سوی دیگر برخی از پزشکان با نادرست خواندن مواردی که با مدل طبی در تناقض هستند از گمراه کننده بودن رسانه ها گله میکنند.

به همین دلیل جالب دانستم که نقش و عملکرد اینترنت در این خصوص را بررسی کنم و یک مطالعه کوچک که براساس موتور جستجوی Google در این خصوص انجام دادم که خلاصه آن در ذیل آمده است. مقاله حاصل از این تحقیق را در کنفرانس Communication Technologies of Empowerment درشهر لیدز ارائه کردم. در صورت تمایل به دریافت متن کامل این مقاله لطفا با من تماس بگیرید.

 

Internet: a place for different voices in health and medicine? a case study of `attention deficit hyperactivity disorder`

 

Lay people might disagree with the `formal` knowledge of medicine, which is produced in medical schools. Internet has provided a new opportunity for them to present their ideas and show their protest. Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD) is a new concept, and since its introduction in recent decades, it has been always a controversial topic. Many people are presenting their points of view regarding ADHD in the web, which are different with the `formal` concept of the medical model. The main themes in this regard include accepting the difference of ADHD patients, and the necessity of application of the label and drugs. There are scientific articles, personal and organizational web pages, group discussions, web Blogs, and news pages regarding these topics in the web. In this article, by exploring a sample of ADHD related materials by Google, I explore the situation of the current `formal` knowledge of ADHD as well as different ideas and variations that could exist in this field. Then I evaluate the effects of these different voices could have in knowledge and practice of `formal` knowledge. Finally, I will discuss the role of internet in future of health and medicine.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤
تگ ها : پزشکی کردن


رقابت مفاهیم در فرایند پزشکی شدن

پدیده پزشکی شدن (medicalization) مفهومی است که توسط ایوان ایلیچ (Ivan Illich) و میشل فوکو (Michel Foucault) رواج پیدا کرد و به گسترش دامنه فعالیت‌های درمانگران از قبیل افزایش دخالت آنها در فرایندهای تولد و مرگ اشاره می‌کند. به طور معمول تصور بر این است که با افزایش میزان دخالت، قدرت نیز بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل، اصطلاح پزشکی‌شدن ممکن است برای اشاره به راهکارهای توسعه‌طلبانه و قدرت‌طلبانه به کار برود (١).

ممکن است خصوصیات برخی افراد که ناهنجار تلقی شده‌اند، در طی فرایند پزشکی‌شدن به عنوان یک مشکل پزشکی معرفی شوند، و خصوصیات مذکور به یک برچسب (تشخیص) مرتبط گردند. اما در طی فرایند پزشکی شدن، ممکن است رقابتی میان مفاهیم صورت بگیرد.

رقابت نوع ١

در این حالت تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر اصلی بودن خصوصیات مرتبط است. مثلا در اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، بحث شود که کدام نشانه، علت اصلی مشکلات است (کم‌بودن تمرکز یا زیاد بودن فعالیت جسمی یا تکانشی بودن).

رقابت نوع ٢

در این حالت نیز تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر در برگرفتن خصوصیات است. برای مثال برخی از مولفان «احساس قریب الوقوع بدبختی» و «عدم توانایی انجام کارهای روتین» را از نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی می‌دانند، ولی در DSM-IV-TR به اینها اشاره ای نشده است.

رقابت نوع ٣

در این حالت نیز تشخیص مشترک است و رقابت بر سر سبب‌شناسی و در نتیجه درمان بیماری است. برای مثال، با تاکید بر نقص ناقل‌های عصبی به عنوان علت اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، درمان دارویی وجاهت پیدا میکند؛ و با تاکید بر علل اجتماعی مداخلات روانی و اجتماعی منطقی می‌شوند. نکته جالب این‌جاست که در عمل امکان بررسی سبب شناسی کم‌تر فراهم است و عمدتا به دلیل موثر بودن درمان دارویی، سبب شناسی زیست‌شناختی مطرح شده است. از آن جایی که روانپزشکان و روانشناسان به انواع مختلفی از درمان می‌پردازند، این رقابت، نوعی رقابت حرفه‌ای نیز محسوب می‌شود.

رقابت نوع ۴

در این حالت دو تشخیص متفاوت مطرح میشود، اما خصوصیات مورد نظر مشابه و یا تا حد زیادی مشترک هستند. این رقابت معمولا نهفته است، چون هر یک از درمانگران تنها به یک نوع تشخیص اعتقاد دارند.

لازم است مفهوم فوق از مفاهیم زیر تفکیک گردد:

هم‌زمانی ابتلا (co-morbidity): در این شرایط در یک فرد، دو تشخیص که نشانه‌های متفاوتی دارند موجود است.

تشخیص افتراقی (differential diagnosis): در این حالت یک درمانگر در فردی نشانه‌های را دیده است و تلاش می‌کند یک تشخیص را برای آن فرد انتخاب کند و به بررسی تشخیص‌هایی که در آن نشانه مشترک هستند می‌پردازند.

 

به دلیل که در روانپزشکی روش قطعی (Gold standard) جسمی برای تصمیم‌گیری در رقابت‌ها وجود ندارد، نمی‌توان از این رقابت‌ها اجتناب کرد. معمولا مفهومی که از حمایت افراد و سازمان‌های قوی‌تری برخوردار باشد، رواج بیشتری پیدا می‌کند.

 

1) Scot J, Marshall G, (2005) Oxford Dictionary of sociology, Oxford University Press, New York.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤