مقیاس درجه بندی وندر یوتا

این آزمون جهت تشخیص گذشته نگر اختلال بیش فعالی و کم توجهی در دوران کودکی افراد بزرگسال است  (بدین معنا که این مقیاس به افراد بزرگسال داده میشود تا معلوم شود آیا آنها در دوران کودکی به بیش فعالی و کم توجهی مبتلا بوده اند یا خیر). برای تشخیص بالینی بیش فعالی و کم توجهی در افراد بزرگسال، علاوه بر این مقیاس باید از روش مصاحبه وندر هم استفاده شود.  شرح روش مصاحبه وندر و  متن کامل مقیاس درجه بندی وندر یوتا در کتاب ذیل موجود است:

«اختلال کم توجهی و بیش فعالی در بزرگسالان، انتشارات رشد، مولف پل وندر، مترجم پوریا صرامی فروشانی».

نمره دادن به مقیاس درجه بندی وندر یوتا بر اساس تمام سوالات (63 سوال) نیست و مقیاس درجه بندی وندر یوتا در اصل تنها بر مبنای 25 سوال نمره دهی میشود  که در کتاب به صورت یک جدول بعد از آزمون ذکر شده اند. میتوان تنها از 25 سوال استفاده کرد و یا تمام 63 سوال را ارائه نمود اما تنها به 25 سوال نمره داد.


25 موردی که باید برای نمره دهی استفاده شوند در صفحه 320 کتاب ذکر شده اند. مثلا اولین مورد در صفحه 320، «اشکال در تمرکز حواس، حواس پرتی» است، که به سوال شماره 3 مقیاس اشاره میکند. به همین ترتیب هر مورد دیگر در این صفحه، یکی از 25 سوال مورد نظر است.

 

مقیاس وندر یوتا در ایران هنجار یابی شده است و مقاله این هنجار یابی در لینک زیر قابل دسترسی است:

 

http://psarrami.blogspot.com/2009/06/blog-post_695.html

 

متن ترجمه شده مقیاس درجه بندی وندر یوتا که در کتاب فوق ذکر شده است در تحقیقات متفاوتی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است، مثلا:

 

گنجی، کامران؛ عسگری، محمد؛ ترک، فرزانه؛ 1390، شیوع اختلال «نارسایی توجه/بیش فعالی» در دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی استان مرکزی در سال  90-1389؛ فصلنامه روان شناسی افراد استثنایی، شماره 3، سال اول، پاییز 90

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳
تگ ها : تشخیص


خودفریبی

از آبراهام توئرسکی سه کتاب جالب در زمینه اعتیاد خوانده ام و یکی را به فارسی اخیرا ترجمه کرده ام. دکتر توئرسکی نشان میدهد که معتادها چه طور فکر میکنند، و چه طور خودشان را گول میزنند تا به انواع اعتیادها (موادمخدر، الکل، اینترنت، رفتارهای جنسی و غیره) معتاد باقی بمانند. در ذیل نکاتی را ذکر میکنم که بعد از مطالعه یکی از این کتابها (که اخیرا به فارسی ترجمه کرده ام و قرار است توسط انتشارات ارجمند منتشر شود)به نام «طرز فکر اعتیادآور» یادداشت کرده ام:

  • طرزفکر اعتیادآور فرد را فریب میدهد، مثل اسکیزوفرنیا.
  • افراد باهوش، به روش های پیچیده تری خودشان را گول میزنند.
  • صبرنداشتن و تمایل به کسب لذت فوری جز فرهنگ اعتیاد هستند.
  • چند نمونه از خودفریبی ها در افکار معتادکننده: استفاده از انواع بهانه برای این که سراغ درمان نروند؛ گول زدن خود که اعتیاد جدی نیست و تفننی است؛ باور به این که: «من شبیه بقیه معتادها نیستم».
  • واقعیت این است که ایجاد تغییر مشکل است و راه حل ساده ای برای معتادها وجود ندارد.
  • خیلی از معتادها اعتماد به نفس پایینی دارند.
  • اطرافیان معتاد نمی توانند در معتاد باعث اعتیاد شده باشند و یا آن را کنترل یا درمان کنند.
  • برای معتادها آینده یعنی چند دقیقه یا ثانیه بعد. یک کار لذت بخش اگر چند ساعت بعد اثر کند سراغش نمیروند. لذت باید طی چند ثانیه یا دقیقه آن جا باشد. در حین بازپروری، بعضیها از پنج دقیقه به عنوان واحد زمانی استفاده میکنند که میتوانند در موردش فکر کنند، برنامه داشته و بر آن تمرکز کنند و بعد به تدریج این زمان را افزایش میدهند.
  • اضطراب یا مشکلات شغلی، خانوادگی و اقتصادی زمینه ساز گرایش به اعتیاد نیستند، اعتیاد زمینه ساز آنها است.
  • فرد معتاد نمیتواند در برخورد با خودش منطقی باشد. برای منطقی بودن، اول باید اطلاعات درستی از واقعیت داشت. فرد معتاد از میزان صدمه ای که با اعتیاد به خودش میزند آگاه نیست و برای همین نمیتواند در این مورد منطقی فکر کند. در ثانی، تفکر بر پایه ارزشها و مفاهیمی است که افراد در خانواده و محیط یاد میگیرند؛ از قبیل معنای اعتیاد، مردانگی و امثال آنها. معتادها تصور درستی از خودشان ندارند. اگر در کودکی محیط بد بوده، فکر میکنند خودشان بد هستند. خیلی معتادها فکر میکنند نرمال نیستند و دنبال فرار از درد نرمان نبودن هستند.
  • سه بخش اصلی در افکار معتادکننده عبارت اند از: انکار، دلیل تراشی و برون افکنی. انکار یعنی مشکل خیلی جدی وجود دارد، اما فرد ناخودآگاه آن را مخفی میکند طوری که از وجودش بی خبر میشود. دلیل تراشی یعنی ذکر دلائل خوب به جای دلائل واقعی، درست و حقیقی. هر وقت بیشتر از یک دلیل برای انجام کاری ذکر شد، دلیلتراشی است.
  • حساسیت بیش از حد: دردهای عاطفی، تنهایی و احساس ناهمسان بودن با بقیه زمینه ساز آن هستند. معتادها احساس میکنند به زودی بلایی سرشان میآید.
  • معتادها عادت به دروغگویی و حقه بازی پیدا میکنند و سر خودشان هم کلاه میگذارند. مثلا خیلی زود احساس میکنند که حقیقت را فهمیده اند و مشکلشان دیگر حل شده است و نقش منجی برای سایر معتادها را بازی میکنند. بنابراین در فرایند درمان اگر معتادی ادعای بهبودی خیلی زود نمود، حقه بازی میکند و خیلی زود به اعتیاد برمیگردد. حقه بازی به منظور خاصی نیست، خود حقه بازی هدف است!
  • معتادها به جای احساس گناه که ناشی از یک کار اشتباه است و قابل جبران است، احساس خجالت میکنند که ناشی از ذات فرد است و قابل جبران نیست.
  • معتادها باید بدانند که مشکل شان از اعتیاد است و با نبود اعتیاد مسائل بهتر میشوند.
  • معتادها فکر میکنند که بر اوضاع کنترل دارند و احساس خدایی میکنند. آنها احساس خودبزرگ بینی دارند و علی رغم واقعیتهای اطرافشان احساس میکنند هر لحظه یک اتقاق میافتد که موفقیت معجزه آسایی را برای شان فراهم میکند.
  • معتادها نمیدانند که همه انسانها میتوانند اشتباه کنند و بعد عذرخواهی کنند، و دنیا به آخر نمیرسد. آنها نمیدانند که میشود احساس خشم نمود ولی آن را کنترل و رها کرد.
  • معتادها به دلیل حساس بودن عاطفی، داشتن تصویر بد از خود، و توقعات نابه جا، میترسند که مورد انتقاد و طرد دیگران واقع شوند. بنابراین بین خودشان و دیگران دیواری فرضی قرار میدهند، یا تحت تاثیر اعتیاد رابطه برقرار میکنند، یا به شکلی حق به جانب ایراد گیری و کناره گیری میکنند. آنها دیوار فرضی را در خانه شان هم قرار میدهند و با بدرفتاری بین خودشان و همسر و فرزندانشان فاصله ایجاد میکنند. آنها از طرد شدن میترسند ولی کاری میکنند که عملا طرد شوند.
  • اعتیاد فرد را به لحاظ عاطفی بیحس میکند، بنابراین در شروع ترک فرد با احساسهایی مواجه میشود که قبلا مخفی شده بودند: افسردگی، اضطراب و وحشت.
  • معتادها ممکن است ندانند چه طور باید با احساسهایشان کنار بیایند و فکر کنند اگر احساس عصبانی بودن کردند، یعنی قاتل اند؛ اگر از کسی خوششان آمد، باید با او عشق بازی کنند؛ اگر از کسی نفرت داشند، باید تارک دنیا شوند.
  • یاد گرفتن نحوه رو به رو شدن با احساسها کار دشواری است که باید انجام دهند.
  • بعد از ترک اعتیاد، دنیا از سیاه و سفید، دوباره به خاکستری تبدیل میشود.
  • معتادها به دلیل توقعات زیاد از زندگی راضی نیستند، و احساس افسردگی میکنند.
  • ترک زمانی ایجاد میشود که ناراحتی اعتیاد از دشواریهای ترک بیشتر باشد و عود زمانی بروز میکندکه ناراحتی ترک بیشتر از اعتیاد باشد.
  • معتاد زمانی واقعا به فکر ترک میافتد که بتواند قبول کند طرز فکرش اشتباه بوده (وقتی سرش به سنگ بخورد).
  • انسان نیاز معنوی دارد که افراد ممکن است به اشتباه سعی در برآورده کردن آن با زیاده روی در خوراک و سکس بکنند. فضای خالی که به دلیل دوری از خدا احساس میشود، تلاش میشود با اعتیاد پرشود.
  • تفکر اعتیادآور درجهت خلاف معنویت است و برای بهبودی باید به سمت معنویت حرکت کرد.
  • عود برگشت به سرجای اول نیست. فرد ترک کننده مثل کسی که روی یخ راه میرود باید مواظب باشد لیز نخورد. اما اگر خورد، هر چند دردناک است، باید بلند شود و مسیرش ادامه دهد.
  • برگشت به تفکر معتاد کننده چند علامت دارد: بی صبری (به دلیل درک معتادها از زمان است)، احساس عدم نیاز به درمان (به دلیل احساس داشتن قدرت کنترل)، احساس خشم (به دلیل احساس حقارت)، توجیه، فرافکنی، سرزنش و حساس شدن به رفتار دیگران (حساسیت بیش از حد و حق به جانبی معتادها)، بدبینی (افسردگی و توقعات زیاد معتادها).
  • معتاد تلاش میکنند تجربه اولین احساس اوج را زنده کنند، که هرگز موفق نمیشوند.
  • معتادها باید یاد بگیرند که ناکامی را تحمل کنند و برای فرار از آن به سراغ اعتیاد نروند.
  • علت ناکامی این است که ما فکر میکنیم مسائل باید به گونه ای متفاوت باشند. اگر بدانیم میتوانیم انتظار وقوع مسائل را داشته باشیم، احساس ناکامی نمیکنیم، هر چند از مسائل خوشمان نیاید.
  • زندگی پر از موانع است، که معتادها از این مساله خوششان نمیآید.
  • رشد و بازپروری شامل این مراحل است: پذیرفتن زندگی همان طور که هست، پذیرفتن ناتوانی، تسلیم خدا شدن، دفتری برای ثبت و کنترل اخلاقی خود، ایجاداصلاح در زندگی. مراحل مذکور به تدریج رخ میدهند. رشد کردن درد دارد، مثل نوجوانانی که در کشاله رانشان درد رشد را احساس میکنند.
  • بعد از ترک اوضاع بهتر نمیشود، معتاد بهتر میشود و مسائل و مشکلات باقی هستند. باید آماده مواجه شدن با مشکلات و سختی ها بود.
  • معتادها فکر میکنند بعد از تلاش زیاد آنها برای بهبودی، بعد از ترک زمان استراحت شان است، ولی در واقع زمان رو به رو شدن شان با مشکلات خواهد بود.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


پرتاب شده به حواسپرتی

عنوان فوق ترجمه نام یکی از معروف ترین کتابهای انگلیسی در زمینه بیش فعالی و کم توجهی است، که در سال 1994 توسط دکتر هالوول و دکتر رتی نوشته شده است. این دو نویسنده که ادعا کرده اند به این حالت دچار هستند، با نگارش این کتاب در معرفی بیش فعالی بسیار تاثیر گذار بودند. البته برای من جای تعجب دارد اگر افراد بیش فعال بتوانند حوصله کنند و این کتاب 300 صفحه ای را کامل مطالعه کنند.

متن زیر یادداشت های من بعد از مطالعه این کتاب است، نکاتی که شاید نه تنها برای افراد بیش فعال، بلکه برای همه مفید باشند:
  • بهترین روش برنامه برای زندگی، اتخاذ یک رویکرد متعادل است.
  • افراد بیش فعال به شدت به چارچوب های خارجی نیاز دارند.
  • خستگی میتواند سانسور ذهن افراد را بردارد و در این حالت ایده های بهتری به ذهن آنها وارد میشود.
  • افراد بیش فعال چه طور برای خودشان مشکل درست میکنند؟ با فراموشکاری، جر و بحث، به تاخیر انداختن، گم کردن هدف، دیوانه بازی درآوردن، دنبال کارها را نگرفتن، سوتفاهم، ناتوانی در برقراری ارتباط، هیجان طلبی، انجام دادن کارهای دیگر به جای کارهای اصلی و ضروری، دیر رسیدن، درست نشنیدن مطالب، زود خسته شدن، تلاش برای راضی نگه داشتن همه، تمام نکردن کارهای شروع شده،...
  • همان طوری که افراد نزدیک بین نباید به آن خاطر خجالت بکشند، افراد بیش فعال هم نباید از بیش فعال بودن ناراحت باشند.
  • سه دلیل عمده مشکلات افراد بیش فعال: کم بودن توان تلاش و تمرکز، مشکل در تنظیم سطح هوشیاری، نیاز به تشویق فوری.
  • یک دستور العمل مهم: مکث کن، فکر کن.
  • افراد بیش فعال اعتماد به نفس و خودپنداری مخدوشی دارند.
  • نشانه های اجتماعی خیلی ظریف اند و افراد بیش فعال متوجه آنها نمیشوند، چیزهایی نظیر باریک کردن چشم و ...
  • از راه های کمک کردن به افراد بیش فعال: افزایش روحیه و شاد کردن آنها، ایجاد نگاه مثبت به خود، آگاهی از نقاط قوت خود، بیشترین استفاده از نقاط مثبت خود و پیدا کردن راه هایی برای لطمه نخوردن از نقاط منفی.
  • افراد بیش فعال میتوانند تمرکز فوق العاده روی برخی مطالب داشته باشند، که این امر میتواند باعث موفقیت انها در مواردی که برای شان جذاب است بشود، و از طرف دیگر گاهی با تمرکز بیش از حد بر مشکلات (حتا مشکلات فرضی) بیخود باعث ناراحتی و افسردگی میشوند.
  • بیش فعالان نقاط قوت خاص خودشان را دارند: نظیر خلاقیت زیاد.
  • ورزش برای درمان بیش فعالی خیلی مفید است.
  • افراد باید تلاش کنند به جای برچسب منفی زدن به دیگران، پس خوراند مثبت برای سایرین فراهم کنند.
  • برخی افراد معروف که گمان میشود بیش فعال بوده اند: موزارت، انشیتن، ادگار آلن پو، جرج برنارد شاو، سالوادور دالی، توماس ادیسون. بسیاری از این افراد شاگردان ضعیفی در مدرسه بوده اند و برخی از آنها از مدرسه اخراج شده بودند.
  • چند توصیه به افراد بیش فعال: شوخ طبع باشید؛ زمانی را برای صحبت کردن با اطرافیانتان اختصاص دهید؛ به دیگران بگویید که در ذهن تان چه میگذرد؛ بدانید که مشکلات تان ناشی از بیش فعالی هستند نه چیزهای دیگر؛ از دیگران انتظار نداشته باشید خرابکاریهای شما را درست کنند؛ دیگران را با گفتار خود تشویق کرده و مورد تعریف و تمجید قرار دهید؛ یاد بگیرید خلق و روحیه خودتان را کنترل کنید؛ برای اطرافیان تان وقت صرف کنید؛ از بیش فعالی به عنوان یک بهانه استفاده نکنید؛ به خاطر هیجان طلبی های تان احساس گناه نکنید؛ به نظرات دیگران در مورد رفتارهای خودتان به دقت توجه کنید؛ آمادگی پذیرش خوب پیش رفتن کارها را داشته باشید و بیخودی یک کار خوب را پیچیده و مشکل نکنید؛ دقت کنید و چه زمان و مکانی بهتر میتوانید کار کنید؛ ایرادی ندارد اگر میتوانید دو کار همزمان انجام بدهید؛ بین کارهای تان زمانهایی برای وقت تلف کردن اختصاص بدهید که مغزتان بتواند ازکار قبلی به کار بعدی جا به جا شود؛ به چیزهای خوب مثل ورزش کردن معتاد بشوید؛ بعد از موفقیتهای تان امادگی افسرده شدن باشید، این تناقض به دلیل کاهش محرک های مغزی است؛ از ول کردن زود پروژه ها و کارهای تان خودداری کنید؛ موفقیتهای تان را به خودتان مکررا یادآوری کنید.
  • از آن جایی که بحث کردن تحریک کننده است، افراد بیش فعال عاشق جر و بحث اند.
  • بسیاری از افراد بیش فعال برای یادگیری به بینایی و محرک های بصری اتکا دارند.
  • فقط یک بار: هر بار نامه یا ای میلی دریافت میکنید، فقط یک مرتبه به ان بپردازید و در همان یک دفعه یا به ان پاسخ دهید یا پاکش کنید یا برای همیشه طبقه بندی اش کنید. سپردن کار به بعدا، به معنی هرگزانجام ندادن ان است و باعث افزایش اضطراب و اشتغال ذهنی میشود.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


خروج از تاریکی

عنوان فوق ترجمه نام کتابی است نوشته کوین مورفی در مورد بیش فعالی و کم توجهی در بزرگسالان. در این کتاب برای سازماندهی به کارهای روزمره روش زیر پیشنهاد شده است:
در این روش افراد سه نوع لیست برای کارهای شان تهیه میکنند:
- فهرست کارهایی که باید انجام شوند: در این فهرست هر کاری که به ذهن میرسد یادداشت میشود، از کارهای شخصی گرفته تا کارهای اداری.
- برنامه کارهای بزرگ: مواردی را که نمیشود در یک روز انجام داد، این جا یادداشت می شوند و هر مورد به فهرستی از کارهای ریزتر تقسیم میشود که قابل اجرا در یکی دو ساعت باشد.
- برنامه کار روزانه: هر شب با توجه به دو فهرست بالا، برنامه روز بعد تنظیم میشود. هر مورد که در برنامه یک روز وارد شد، از فهرست های بالا خط میخورد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


کودکان بیش فعال و کم توجه در کلاسهای درس

علائم و نشانه های کودکان بیش فعال و کم توجه:

بی توجهی: به نظر میرسد گوش نمیدهند (نمی شنوند)، در تکالیف درسی بر اثر سهل انگاری اشتباه میکنند، به جزئیات توجه کافی ندارند، از ساماندهی به هر کاری ناتوان اند، بارها با ناتمام گذاشتن یک کار سراغ کار دیگری میروند، نمیتوانند دستوراتی را که به آنها داده میشود اجرا کنند، به مشارکت در فعالیتهایی که نیازمند توجه است تمایل ندارند، محرک های نامربوط به راحتی حواسشان را پرت میکنند.
بیش فعالی: جنبیدن و تحرک بی تناسب با موقعیت، همیشه در حال حرکت اند و همه جا میروند (کودکان پیش دبستانی)، نمیتوانند یک جا بنشینند (کودکان دبستانی)، پرحرف اند، برای خودشان آواز میخوانند یا با خودشان حرف میزنند، با انگشتانشان روی اشیا میزنند و ضرب میگیرند.
تکانشی بودن (فقدان خویشتنداری): بی صبراند، بلافاصله پاسخ میدهند و نمیتوانند پاسخ خود را به تاخیر بیندازند، آن قدر وسط صحبتها و کارهای دیگران میپرند که دچار مشکلات اجتماعی میشوند، قوانین مدرسه را نقض میکنند.
توصیه هایی برای کلاس های درس:
  • با صدا زدن نام کودک یا نزدیک شدن به او یا لمس آرام دستش توجه او را جلب کنید.
  • اگر در کلاس درس عوامل محرک زیادی وجود دارد، کودک مبتلا را در قسمت آرام تر کلاس مستقر کنید تابهتر بتواند بر خودش کنترل داشته باشد.
  • قبل از این که کودک بخواهد کاری را شروع کند، از او بخواهید طرز اجرای آن را برای شما بازگو کند تا مطمئن شوید که حرف های شما را درست شنیده است. اگر بین بازگویی طرز اجرا و اجرای فعالیت مورد نظر فاصله افتاد، احتمالا باید دستورالعمل را مجددا توضیح دهید.
  • صبر کنید کاری را که قبلا از او خواسته اید انجام دهد، آن گاه کار دیگری از او بخواهید. بعد از تمام کردن هر مرحله او را تشویق کنید.
  • کودک نباید از انجام تکالیف و پذیرش مسولیت نتایج آنها معاف شود.
  • وقتی کودک دست به رفتار برهم زننده نظم میزند فورا قاطعانه و تا جایی که امکان دارد آرام به او تذکر دهید.
  • با کودک مبتلا نه در برابر سایر کودکان، بلکه دور از توجه آنها صحبت کنید. نظرات و دیدگاه های خودتان را در مورد او در دفترهایش بنویسید.
  • او قرارداد رفتاری ببندید، از برچسب «امتیاز» به عنوان پاداش برای کارهای مثبت او استفاده کنید؛ با رسیدن امتیازها یا تعداد برچسبها به تعداد از پیش تعیین شده، یک جایزه بزرگ تر و ملموس تر مثل هدیه یا اجازه شرکت در یک فعالیت خوشایند به او بدهید.
  • داروهای محرک بر فعالیت بخشهایی از مغز که بر اثر این حالت کم کار شده اند می افزاید و باعث بهتر شدن توجه و تمرکز و افزایش خویشتن داری و کاهش بیش فعالی میشود. برخی از انواع این داروها نظیر ریتالین به سرعت در بدن تجزیه شده و لذا مصرف آن حتا پنج مرتبه در روز ممکن است ضروری باشد. عوارض جانبی این داروها کم و گذرا هستند. بعد از تمام شدن اثر دارو ممکن است نشانه های اختلال در کودک مجددا ظاهر شود.
منبع:
راهنمای جامع پزشکی برای معلمان دبستانها و مربیان مهدکودکها، ترجمه دکتر پوریا صرامی فروشانی، مولفان دکتر دلورس م هافمن، کارن لی فونتاین، برنادت ک پرایس، انتشارات رشد، 1387

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


درمان بیش فعالی و کم توجهی در کودکان

تغذیه
از لحاظ علمی مدرک کافی برای اثبات نقش تغدیه برای بیش فعالی و کم توجهی وجود ندارد. اما نبود مدرک نمیتواند رد کننده این احتمال باشد، و دشواریهای خاص تحقیقات در این زمینه شاید توجیه گر نبود نتایج قانع کننده باشد. برخی از والدین با تجربه خودشان دیده اند که تغییر رژیم غذایی میتواند در رفتار فرزندشان تاثیر بگذارد. برای مثال، مشاهده کرده اند در مواردی که به مسافرت رفته اند، فرزندشان بسیار متفاوت رفتار کرده است، و سپس این شک در آنها ایجاد شده که رژیم غذایی متفاوتی که در طی مسافرت داشته اند شاید موثر بوده است و بعد با بررسی دقیق توانسته اند متوجه شوند که مثلا نوشیدنی های دارای مواد نگهدارنده باعث بروز رفتارهای نامناسب در فرزندشان میشود.
غذاهای متفاوتی گزارش شده اند که ممکن است موجب بروز بیش فعالی شوند، مواردی نظیر شکلات، نوشیدنیهایی حاوی رنگها مثل نوشابه های گازدار. این امر به این معنا نیست که تمام کودکان بیش فعال باید از این موارد اجتناب کنند، بلکه والدین باید دقت کنند که این احتمال وجود دارد که یکی یا برخی از اینها میتوانند موثر باشند و باید با آزمون و خطا توجه کنند که چه مواردی ممکن است برای فرزندشان موثر باشد.
برای پیدا کردن غذای موثر، والدین باید دو فهرست تهیه کنند. یکی فهرستی از تمام مواردی که فرزندشان در طی روز میخورد، خواه خوردنی، خواه نوشیدنی. بدیهی است که این امر کار ساده ای نیست، بخصوص در طی دوران مدرسه، چرا که فرزندان ممکن است از دوستانشان مواردی را بگیرند و میل کنند! به همین دلیل این بررسی در طی تعطیلات راحت تر انجام میشود. فهرست دوم، مربوط به وضع رفتاری کودک است، به این نحو که رفتار او را از خوب با نمره 1، تا خیلی بد با نمره 5 باید مورد سنجش قرار دهند. این دو فهرست باید درکنار هم باشد تا بشود بررسی کرد در مواردی که رفتار کودک غیرقابل کنترل بوده، چه مواردی قبل از آن مصرف شده است. سپس اگر مورد خاصی یافت شد، میشود آن را از رژیم کودک حذف نمود و نتیجه را ملاحظه کرد. اگر نتیجه خوب بود، میشود دوباره به کودک آن را ارائه کرد تا مشخص شود که آیا رفتار کودک در نتیجه مصرف آن مورد، دوباره از کنترل خارج میشود یا نه. البته باید دقت شود که مواد غذایی مهم را نباید بدون مشورت با پزشک یا متخصصان تغذیه از رژیم غذایی کودک حذف نمود، چرا که ممکن است لطمه هایی جدی به اطفال وارد شود.
کنترل رفتاری
برخی کودکان در خانه و مدرسه ممکن است غیرقابل کنترل به نظر برسند. برای اصلاح رفتار آنها والدین میتوانند با همکاری اولیای مدرسه از روشهای کنترل رفتار استفاده کنند. این روش ها بر این اصل استوار هستند که هر رفتاری که مورد تشویق قرار گیرد، تقویت شده و ادامه پیدا میکند و هر رفتاری که تشویق دریافت نکند، به تدریج حذف میشود. تشویق باید بلافاصله بعد از انجام رفتار صورت گیرد، و از روشهای موثر برنامه برای اعطای امتیاز است. به این نحو که با انجام شدن برخی کارهای خوب، طی یک برنامه از پیش معین شده امتیازهایی به کودک داده میشود و سپس بعد از کسب امتیازهای معین، کودک به یک جایزه مطلوب میرسد. نکته مهم درخصوص جایزه این است، که باید از دید کودک مطلوب باشد، مواردی نظیر تماشای تلویزیون، بازی با دوستان و امثال آنها. در طی روز میتوان با گفتن تشویق کلامی، در آغوش گرفتن کودک، دست زدن یا حتا یک چشمک، کودک را بعد از انجام یک کار خوب تشویق کرد. اجرای این برنامه با سختیهای خاصی همراه است. مثلا کودکان ممکن است سعی کنند در والدین احساس گناه یا ترحم ایجاد کنند، تا آنها را در اجرای این برنامه متزلزل کنند. در کنار تشویق ها اگر مواردی کودک رفتار نامناسبی انجام داد، میشود از او خواست تا زمانی را به تنهایی در اتاقش، یا محل مناسبی که برای این کار در نظر گرفته شده، سپری کند. زمانی کودک میتواند از آن محل خارج شود که به شکلی درست عذرخواهی کند. به عنوان یک قانون کلی یک دقیقه برای هر سال سن کودک میتوان در نظر گرفت، مثلا از یک کودک 5 ساله میشود خواست که 5 دقیقه در اتاق خودش بماند (محل در نظر گرفته باید روشن، تمیز و مرتب باشد). نکته دیگر این که کودکان ممکن است سعی کنند با والدین در خصوص میزان امتیازها یا تشویق و تنبیه ها وارد مذاکره و بحث و مشاجره شوند. اما والدین نباید به چانه زنی در این موارد بپردازند و با قاطعیت به کودک نشان دهند که در این موارد تصمیم گیرنده والدین هستند، نه کودک. مهم این است که همواره محکم و در عین حال منصف بود. مدرسه و خانه میتوانند با هم هماهنگ باشند، به این نحو که معلم هر روز یک گزارش از وضع کودک به خانه بفرستد، و والدین یک گزارش از وضع کودک در خانه به مدرسه ارسال کنند، تا کودک بداند هر کاری که انجام میدهد، طرف دیگر مطلع خواهد شد.
درمان دارویی
از جمله داروهای رایج برای درمان بیش فعالی و کم توجهی متیل فنی دیت (ریتالین)، اتوموکستین (استراترا) هستند. ریتالین میتواند به کودکان کمک کند که تمرکز داشته باشند و 70 تا 80 درصد از کودکان از مصرف آن سود میبرند. ریتالین بیش فعالی را درمان نمیکند، اما در طی زمانی که مصرف میشود، آثار سودمندی را برای کودک دارد و به او کمک میکند که بهتر تمرکز کند و رفتار خودش را کنترل کند. اثر آن در حدود 4 ساعت طول میکشد و بعد از آن باید دوز دیگری مصرف شود . از جمله مشکلات مصرف آن فراموش کردن مصرف آن، و نیاز به همکاری مدرسه است. انواع آهسته رهش از این لحاظ مزیت دارند و با یک بار مصرف در طی روز همان اثر را ایجاد میکنند. درمان معمولا تا زمانی که طفل نیاز داشته باشد ادامه پیدا میکند و ممکن است چند سال به طول بکشد. بدیهی است که باید در طی این مدت کودک زیر نظر پزشکان قرار گیرد. هر از گاهی میشود دارو را قطع کرد و ملاحظه نمود رفتار کودک بدون دارو چگونه است. برخلاف برخی ادعاها به نظر نمیرسد که این دارو اعتیادزا باشد و یا زمنیه ساز اعتیاد فرد به سایر موارد گردد. مصرف دارو میتواند زمینه ساز موفقیت در درمان های روانشناسی نظیر روش اصلاح رفتار باشد.
خلاصه توصیه ها برای مواجه با کودکان بیش فعال و کم توجه
  • کارها را یکی یکی از کودک بخواهید و از ارائه چند دستور همزمان خودداری کنید.
  • از کودک بخواهید برایتان تکرار کند که چه کاری قرار است انجام دهد.
  • در حین تصمیم گیری در انتخاب نحوه تشویق کردن کودک، نظر او را جویا شوید.
  • برای کودک باید واضح باشد که تشویق/تنبیه را به دلیل کار خوب/بدی که انجام داده دریافت میکند.
  • در زمان اجرای تنبیه یا تشویق نباید با کودک وارد مذاکره و مباحثه شد.
  • باید در اجرای تصمیمات پیوستگی داشت تا کودک بداند در صورت ارتکاب یک رفتار خاص، چه پیامدی در انتظار اوست.
  • مدرسه و خانه باید با هم همکاری کرده و هماهنگ باشند.
  • مشورت با متخصصان مفید و لازم است.
  • داروها میتوانند برای کودکان مفید باشند.
  • با ارائه حمایت و درمان مناسب، بیشتر کودکان بیش فعال آینده خوبی خواهند داشت.
منبع:
Terrel, Colin, Passenger, Terri, (2006), Understanding ADHD, Autism, Dyslexia & Dyspraxia, published in association with The British Medical Association (BMA), Family Doctor Books, Dorset

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


توقف، از روی برنامه یا اجبار؟

از زمانی که با مفهوم اختلال کم توجهی و بیش فعالی در بزرگسالان آشنا شدم (حدود 10 سال قبل)، احساس میکردم شباهتهایی میان دارندگان این حالت و جمع کثیری از مردم در جوامع در حال توسعه وجود دارد. در ابتدا با دید پزشکی خود، این را به تفاوتهای ژنتیکی اقوام مختلف نسبت میدادم، اما بعدها فهمیدم که این امر باید علل دیگری داشته باشد. امروز به نکته ای توجهم جلب شده، که به نظرم میرسد حلقه مفقوده ارتباط مذکور است. این نکته نه تنها بخش عمده ای از مشکلات افراد بیش فعال و هم چنین افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری (اعتیاد به هیجان) را توضیح میدهد، بلکه تبیین کننده تفاوت میان افراد و جوامع متمدن و پیشرونده است با غیرمتمدنها و آنهایی که درگیر افراط و تفریط هستند.

این نکته عبارت است از توانایی توقف از روی برنامه درمقابل توقف از روی اجبار. یعنی توقف به دو دلیل رخ میدهد، یکی بر اساس برنامه است، که نشان دهنده هوشمندی، تمدن و توانمندی است، و دیگری به دلیل اجبار است، که نشاندهنده فقدان موارد مذکور است.
در ذیل مثالهای متعددی از این دو حالت ذکر شده است:
  • دو ماشین اسباب بازی را در نظر بگیرید، یکی هوشمند و مجهز به جدیدترین فنآوری است، و دیگری ساده و ابتدایی. این دو ماشین همزمان شروع به حرکت میکنند، یکی آن قدر میرود تا به مانعی برخورد کند و متوقف شود، دیگری قبل از رسیدن به مانع در محلی که از قبل تعیین شده متوقف میشود.
  • دو نفر غذا میخورند، یکی از ابتدا تصمیم دارد که چه میزان غذا بخورد و بعد از صرف آن مقدار، با وجود غذای اضافی و با وجود این که هنوز اشتها دارد، دست از غذا خوردن میکشد. دیگری آن قدر غذا میخورد که دیگر نتواند یک لقمه دیگر هم بخورد یا این که غذا تمام شود!
  • یک نفر با مشاهده یک اقدام خطرناک کودکش بر سر او داد میزند تا جلوی خطر را بگیرد، و به محض رفع خطر آرام میشود و با آرامش با کودک رفتار میکند. دومی وقتی عصبانی شود هیچ توقفی ندارد...
  • یک نفر در حین رانندگی سرعت ماشین را تا حد مجاز و معقول زیاد میکند؛ دیگری تا جایی که ماشین یا موانع روبه رو اجازه دهند، تند رانندگی میکند.
  • یکی بر اساس برنامه قبلی میخوابد و بیدار میشود، دیگری آن قدر بیدار یا خواب میماند که دیگر نتواند ادامه دهد.
  • یکی کارها را طبق برنامه انجام میدهد و هر کار را پس از اتمام سهم روزانه آن کار رها میکند، و دیگری آن قدر به انجام دادن یک کار میچسبد که دیگر نتواند ادامه دهد (و در این حین زمان را برای انجام دادن سایر کارها از دست میدهد).
  • یکی زمانی که استفاده از کامپیوتر و یا تلویزیون را شروع میکند، برای تمام شدن آن برنامه مشخصی دارد (بعد از انجام یا مشاهده یک مورد خاص، یا بعد از صرف زمانی خاص)، دیگری تا جایی که میشود ادامه میدهد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


نکاتی برای کسب توانایی «نه» گفتن در مواقع لزوم

  • قبول کنید که شما مثل هر کس دیگری از توانایی محدودی برخوردار هستید.
  • گاهی به جای پاسخ دادن به تلفن بگذارید تماس گیرندگان برای شما پیغام بگذارند. در این صورت، فرصت خواهید داشت که قبل از تماس گرفتن با آنها فکر کنید.
  • اگر کسی از شما چیزی خواست، به او بگویید که در مورد آن فکر میکنید و در اولین فرصت ممکن نتیجه را به او اعلام خواهید کرد.
  • به کاری که از شما خواسته شده با دقت فکر کنید. آیا واقعا برای انجام دادن آن کار، وقت کافی دارید؟
  • بهترین راه را برای انصراف دادن، ذکر این پاسخ کوتاه و مودبانه است: «من تقویم ام را نگاه کردم و در زمان مورد نظر نمیتوانم به شما کمک کنم». لازم نیست توضیح دهید چرا.
  • عیبی ندارد که نظر خودتان را عوض کنید و بگویید: «معذرت میخواهم، اما حالا که فکرش را کردم، فهمیدم نمیتوانم بیایم».
  • به خاطر داشته باشید: شما تو این دنیا نیامده اید که هر چیزی را برای هر کسی انجام دهید، اگر انتقاد کننده ی درونی شما به شما گفت که «باید» این یا آن کار را انجام دهید، جلوی خودتان را بگیرید.
منبع:
ترجمه از
When too much isn't enough, Wendy Richardson, Pinon Press, Colorado Springs, 2005, p 150
 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


توصیه هایی برای به موقع خوابیدن

تحقیقات نشان داده اند 70 درصد از بزرگسالان مبتلا به بیش فعالی و کم توجهی، شبها نمیتوانند افکار خود را متوقف کنند تا به خواب بروند. مغز آنها گاهی نیمه شب فعال میشود یا در تمام 24 ساعت فعال باقی میماند. برخی افراد از ساعت 4 صبح تا اذان ظهر، بهتر از هر موقع دیگری میتوانند بخوابند که به آن نشانگان تاخیر در مرحله خواب (Delayed sleep phase syndrome) میگویند. بیشتر افراد دچار این حالت، به اختلال کم توجهی و بیش فعالی نیز مبتلا هستند. هنوز معلوم نیست که کم توجهی و بیش فعالی علت اختلالات خواب است، یا برعکس. در ذیل راه حلهایی برای بهبود زمان به خواب رفتن ذکر شده است:
  • ساعت تنظیم کنید که زمان خوابیدن را به شما یادآوری کند.
  • کسانی که برای خوابیدن دارو دریافت کرده اند، ساعت تنظیم کنند تا به خاطر آورند که داروی شان را مصرف کنند.
  • سعی کنید از برنامه منظمی برای خوابیدن که برای شما واقع بینانه است پیروی کنید.
  • عصرها از شروع کردن پروژه های هیجان انگیز خودداری کنید.
  • قبل از زمان خواب، به کارهایی که برانگیزاننده نیستند رو آورید، نظیر رسیدگی به قبض های خانه یا تماشای برنامه ای مستند و علمی در تلویزیون.
  • به آهنگهای آرامش بخش و مدیتاسیون گوش دهید.
  • مواظب باشید نگرانی شما از خواب نرفتن، شما را بیدار نگه ندارد.
منبع:
ترجمه از
When too much isn't enough, Wendy Richardson, Pinon Press, Colorado Springs, 2005, p 65
 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


راهکارهایی برای بیدار ماندن

افراد بیش فعال ممکن است در بیدار نگه داشتن خودشان مشکل داشته باشند. زمانی که یک دوست با آنها حرف میزند، ممکن است خمیازه بکشند، و هر چند که قصد نداشته اند بی ادبی کرده باشند، دوست شان ممکن است آن گونه برداشت کند، و این مساله منجر به سوء تفاهم و مشکلات اجتماعی شود. اگر تکالیف کاری و تحصیلی به نظرشان خسته کننده آید، ممکن است سرشان را روی میز بگذارند و حتا با وجود داشتن استراحت کافی، باز هم ممکن است احساس خستگی کنند. علت این است که مغز افراد بیش فعال، به میزان خاصی به محرک نیاز دارد تا بتواند بیدار باقی بماند.
برای برخی افراد، داشتن تحرک میتواند باعث فعال نگه داشته شدن مغز شود. آنها وقتی مشغول راه رفتن باشند، بهتر میتوانند فکر کنند. بنابراین در حین مکالمه تلفنی، یا هر وقت نیاز به تمرکز و تفکر دارند، راه میروند. متاسفانه مناسبات اجتماعی، شرایط را برای این افراد دشوار میکنند، و آنها در بیدار ماندن، تمرکز کردن و داشتن خلاقیت با مشکل روبه رو میشوند.
  • اگر داشتن تحرک به شما کمک میکند که بیدار بمانید و تمرکز کنید، به خودتان اجازه دهید که در حرکت باشید.
  • ورزشهای هوازی (آئروبیک) باعث افزایش دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین میشوند. بنابراین سعی کنید هر روز ورزش کنید.
  • در بین فعالیتهای تان استراحت کنید، بیرون بروید و از هوای تازه استفاده کنید. پنج دقیقه پیاده روی در اطراف ساختمان، یک دنیا تغییر ایجاد میکند.
منبع:
ترجمه از
When too much isn't enough, Wendy Richardson, Pinon Press, Colorado Springs, 2005, p 66
 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : راه حل


ظلم و اعتیاد، ترک و هجرت

با تشکر از دوست گرامی آقای مهندس مهران نحوی، فکری در ذهنم شکل گرفته که برای پیاده کردن حق مطلب آن نیازمند وقتی مناسب هستم، اما میترسم این وقت مناسب، مثل خیلی از موارد دیگر هرگز فرا نرسد. بنابراین، طبق عادت همیشگی ام، خام ونپخته انگشت به صفحه کلید میگذارم و آن چه در ذهن دارم را در ذیل «تخلیه میکنم».

ظلم به خود، مصادیق متفاوتی میتواند داشته باشد، ازجمله اعتیاد. نه فقط اعتیاد به مواد، بلکه انواع اعتیادهای رفتاری و اعتیاد به هیجان میتوانند مصادیق بارزی از ستم به خود باشند. همانگونه که برای فرار از ظلم دیگران، گاه تنها حیله، مهاجرت است؛ برای فرار از ظلم خویش نیز مهاجرت لازم است. واژه «هجر» که در قرآن آمده به معنای ترک کردن است، و جالب است که ترک کردن (ترجمه withdrawal) برای اعتیاد نیز به کار میرود. اما در این جا نه میشود خود را ترک کرد، و کنار گذاشتن عامل اعتیادزا نیز بیش از حد امری بدیهی است. بسته به مورد، ترک کردن میتواند معنای متفاوتی داشته باشد. ترک کردن، میتواند ترک کردن یک محل باشد، مثل محلی که در آن رایانه هست برای یک معتاد به اینترنت. هر نوع حرکت و جابه جایی، چه ذهنی و چه بدنی، که برای فرار از اعتیاد و عامل تحریک کننده میل مربوطه باشد، هجرت و مهاجرت است. اعتیاد از یک میل شدید (Craving) شروع میشود، و فرد ممکن است نسبت به یک محل، یا حتا یک شی و یا یک عامل فیزیکی نظیر یک بو، شرطی شده باشد و به محض در معرض قرار گیری، دچار میل شدید به اعتیاد شود. در این جاست که اهمیت ترک کردن و مهاجرت یاد شده روشن میشود. ترک کردن، نه منظور ترک کردن اعتیاد به تنهایی است، بلکه ترک کردن هر آن چه منجر به اعتیاد میشود نیز هست.
در قرآن در کنار هجرت، توصیه به صبر و توکل به خدا شده است. صبر که روشن است، چون ترک اعتیاد از دشوار ترین کارهای بشر است. برای هر کار دیگری انسان به مغز و اراده اش تکیه میکند، اما در اعتیاد مغز و اراده انسان گرفتار است. ترک ومهاجرت اعتیاد چه بسا از جلای وطن و مهاجرت به دیاری دیگر نیز دشوارتر باشد. توکل به خدا هم در این جا کاملا نکته ای مهم است. همان گونه که قبلا هم گفته بودم (حافظه عاطفی)، سالهاست مسیحیان دیده اند که برای ترک اعتیاد توکل به خدا و سپردن خود به یک «قدرت برتر» (به تعبیر غیردینی آن) میتواند معجزه کند، و این امر مبنای روش دوازدگانه برای ترک است. توکل لازم است، چون بسیاری از شرایط لازم برای ترک، نظیر عوامل زیست شناختی و اجتماعی از کنترل یک فرد خارج اند. لازم است که فرد هر آن چه در توان دارد انجام دهد، و باقی را به خدا بسپارد، تا موفق به «هجرت» شود.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


پرسشهایی درباره مقیاس درجه بندی وندر یوتا

دوستی که از مقیاس فوق قصد دارد برای بررسی دانشجویان استفاده کند سوالاتی را مطرح کرده است که در ذیل پاسخ آنها را ذکر کرده ام:

۱.دانشجویان می‌پرسند منظور از ترس از چیزها چیست؟
برخی افراد در کودکی دچار ترس شدید (فوبیا مانند) هستند. اگر کسی میپرسد که این چیست، یعنی به احتمال زیاد آن را نداشته است.
۲. به جای اشکال در هجی کردن کلمات، می‌توان گفت اشکال در املا؟
تقریبا بله. هر کس در هجی کردن مشکل داشته باشد در املا هم مشکل دارد، ولی مشکلات املا به طور کلی میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد نظیر مشکل در شنوایی، کند بودن و امثال آن. برای همین مشکل در هجی کردن دقیق تر است. ولی اگر کسی توضیح خواست میشود با اشکال در املا توضیحش داد.

۳.در درک جملهٔ ناتوانی در توجه به امور از دیده دیگران، نیز اشکال وجود داشت. آیا می‌توان به جای این جمله نوشت: از دیدگاه دیگران در توجه به امور نتوان بودم؟
بله، فرقی ندارد.

نقطه برش آزمون چیست و آیا می‌توان با آن زیر نوع‌ها را مشخص کرد؟
تعداد محدودی سوال در نمره گذاری شرکت میکنند و در مقاله ام به نمرات اشاره کرده ام. نه نمیشود زیرنوع های بیشفعالی و کم توجهی را تشخیص داد.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : تشخیص


مشاهده گرایی، سلامت روان و بیش فعالی و کم توجهی

آیا میشود سلامت روان را به صورت توانایی انجام عکس العملهای مناسب نسبت به محیط در نظر گرفت؟ در این صورت درک درست محیط یک پیش زمینه لازم برای توانایی عکس العمل مناسب است، و مشاهده گرایی نقش مهمی میتواند داشته باشد. فایده این تعریف این است که از بسیاری از بازیهای کلامی رها شده و رویکردی معطوف به عمل و واقعیت دارد. البته با فلسفه تراشی میشود در مورد معنای «مناسب» در کنار «عکس العمل مناسب» و یا «درست» در کنار «درک درست» بحث پیش کشید و قطعا موارد خاکستری وجود دارد که افراد نمیتوانند در موردشان یکسان فکر کنند؛ ولی این تعریف برای خود افراد شاید راهگشا باشد.

در بیش فعالی و کم توجهی، فرد با از دست دادن تمرکز، بیش فعالی یا رفتارهای تکانشی، در واقع عکس العمل مناسبی نسبت به محیط نداشته است. آیا توصیه به مشاهده کردن و دیدن خود، دیگران و محیط میتواند راهگشا باشد؟

 

---------------------

تمایل و آمادگی برای انجام واکنش مناسب به مشاهدات نکته مهمی است. اگر این تمایل و آمادگی وجود داشته باشد، مشاهده هم انجام میشود. در غیر این صورت، مشاهده ای که تصادفا انجام شده، سودمند نخواهد بود و تلاش برای انجام مشاهده بیشتر هم به خودی خود معنایی نخواهد داشت. واکنشها ممکن است خودکار و بر اساس حس عمومی باشند، اما میشود واکنشها را به تمرین یادگرفت و آموخت و البته این روش اخیر اهمیت بسیار زیادی دارد. موفقیت در انجام واکنش مناسب است، و عدم موفقیت، محصول عدم واکنش یا بروز واکنش نامناسب است.

--------------------

پیش بینی موقعیت ها، تفکر در مورد بهترین واکنش ممکن نسبت به آنها و تلاش برای انجام این واکنش در بالا به عنوان اصلی مهم برای موفقیت فردی و جمعی ذکر شد. اما نکته مهم دیگر، شناسایی موقعیتهایی است که نباید نسبت به آنها هیچ واکنشی نشان داد. تمیز دادن این دو گروه مسائل همیشه ساده نیست. موففیت، یا سلامت روان دو جنبه پیدا میکند: واکنش مناسب نشان دادن به برخی مسائل و واکنش نشان ندادن به برخی دیگر. به عبارت دیگر، دو انتخاب وجود دارد: اول انتخاب نکته ای که باید نسبت به آن واکنش نشان داد، و دوم انتخاب واکنش مناسب نسبت به آن امر است. نقش آموزش و یادگیری محیطی در چنین انتخابهایی مهم و اساسی است. این جاست که شاید بتوان با درمان شناختی رفتاری (CBT) تفاوت ایجاد کرد؛ یا شاید این مساله واکنش و انتخابهای مرتبط، خود نوعی CBT باشند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


پیروزی و شادکامی با پندار نیک

این نکات ممکن است برای همه افراد، و به طور خاص برای بیش فعالان مفید باشند:
- زندگی وقتی عوض میشود که رفتار و گفتار تغییر کند، و این دو نیز با تغییر اندیشه متحول میشوند. نتیجه این که برای تغییر زندگی، باید اندیشه خود را متحول کرد. این جمله که: «انسان به هر چه بیندیشد، برایش محقق میشود»، حقیقت دارد.
- به جای تمرکز و تفکر بر «شکست نخوردن»، باید به پیروز شدن فکر کرد. این نکته انتقادی مهم به نظام پزشکی است که به جای سلامتی و موفقیت، در بیشتر موارد تمرکزش بر نکات منفی است. بهتر است از فواید پشتکار، تمرکز حواس و داشتن آرامش سخن گفت، تا بر نشانه های «بیماری» اختلال بیش فعالی و کم توجهی تاکید کرد. 
- بهتر است به هدف فکر کرد، تا به روش رسیدن به هدف. به جای این که بر نحوه مطالعه، و چگونگی تمرکز کردن بر آن فکر کنیم، باید ذهنمان را معطوف به موفقیت نهایی بنماییم. اگر هدف روشن باشد، راه مناسب هم پیدا میشود. هدف که محقق شود، مهم نیست از چه طریقی باشد (منظور روشهای مختلف مطالعه، یا کسب موفقیت است، راه های مختلفی که از لحاظ اخلاقی تفاوتی ندارند، نه این که انسانها بخواهند برای کسب موفقیت به روشهایی که از لحاظ اخلاقی نادرست اند دست بزنند).
در نوشتن موارد فوق متاثر از آثار راندا برن (کتابهای راز و قدرت) بوده ام و هم چنین کارهای پیتر کانراد در زمینه بهداشتی کردن (در مقابل پزشکی کردن).

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


جدیدترین تئوری برای توجیه علت کم توجهی و بیش فعالی

بر مبنای تحقیقی که در دانشگاه ناتینگهام انجام شده است، از طریق تصویربرداری از مغز کودکان بیش فعال علتی برای عدم توانایی این کودکان در تمرکز حواس پیشنهاد شده است. برپایه این تحقیق توجیه میشود که چرا این کودکان قادر به تمرکز حواس بر  کارهای هیجان انگیز  هستند، اما تمرکز بر کارهای خسته کننده، برایشان دشوار است. در این تحقیق مشاهده شده است، برای این که کودکان بیش فعال بتوانند تمرکز حواس داشته  باشند یا باید از دارو استفاده کنند، یا تشویق زیادی دریافت کنند.
بنابر این تحقیق پیشنهاد شده است که در مغز مرکزی وجود دارد که در زمانهایی که فرد نیاز به تمرکز حواس ندارد، فعال میشود، و باعث میشود فرد در افکار خود غوطه ور شود. این مرکز را «ذهن سرگردان» نام میگذاریم. در افراد عادی در زمانی که دوباره نیاز به تمرکز حواس باشد، فورا مرکز «ذهن سرگردان» خاموش میشود، ولی در افراد بیش فعال، این اتفاق نمیافتد و آنها در خاموش کردن «ذهن سرگردان» مشکل  دارند، مگر این که از دارو، یا تشویق فوری و زیاد برخوردار شوند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
تگ ها : سبب شناسی


چگونه تغییر کنیم؟

چگونه تغییر کنیم؟

 

تا آینده ای زیباتر پیش رو داشته باشیم

 

دکتر پوریا صرامی

psarrami@yahoo.com

 

تغییر: چه کسانی؟ چه چیزهایی؟

¢    تغییر میتواند از بد به خوب، یا از خوب به بهتر باشد. بنابراین همه به تغییر نیاز دارند.

¢    افراد باید بررسی کنند که تغییر دادن کدام مسائل نتایج خوبی به دنبال دارد و در کدام مسائل تغییر کردن فرق زیادی ایجاد نمیکند.

¢    انواع تغییر:

  • جسمی
  • مالی/کاری/تحصیلی
  • روانی/ عاطفی/ اخلاقی/اخروی
  • اجتماعی

¢    باید تصمیم اتخاذ شده را نوشت و ثبت کرد، مکررا از نو خواند، در صورت لزوم تغییر داد، و  درسهایی که فرد در طی مسیر تغییر یاد میگرید را به آن اضافه کرد.

 

اصول تغییر

¢    اصل 1: چیزهایی که نمیخواهیم تغییر کنند، بدون تلاش عمدی ما، تغییر میکنند.

¢    اصل 2: چیزهایی که میخواهیم تغییر کنند، بدون تلاش عمدی ما، به شکلی که ما میخواهیم تغییر نمیکنند.

¢    اصل 3: بیشتر افراد اقدام به تغییر هدفمند رفتارهای خود نمیکنند.

¢    اصل 4: با روش درست، همه افراد میتوانند به شکلی که میخواهند تغییر کنند.

اصل 1: چیزهایی که نمیخواهیم تغییر کنند، بدون تلاش عمدی ما، تغییر میکنند

¢    لازم است تغییرات را پیش بینی کنیم و احتمالات مختلف را در نظر بگیریم.

¢    باید به 10، 20 یا 30 سال بعد فکر کنیم!

¢    لازم است به شکل مستمر به مشاهده و اصلاح کردن بپردازیم، برای مثال:

  • کوچکترین علامت ناراحتی را در دیگران ببینیم و رفتارمان را تغییر دهیم و عذرخواهی و جبران کنیم.
  • نشانه های جسمی را زود ببینیم و به موقع به پزشک مراجعه کنیم یا تغییری در روش زندگی مان ایجاد کنیم.
  • بر بودجه و هزینه های زندگی خود نظارت کنیم و در صورت لزوم تغییری ایجاد کنیم.
  • در حین رانندگی دائم به اطراف نگاه کنیم، به موقع واکنش مناسب نشان دهیم و محتاط رانندگی کنیم.

 

 

 

اصل 2: چیزهایی که میخواهیم تغییر کنند، بدون تلاش عمدی ما، به شکلی که ما میخواهیم تغییر نمیکنند

¢    هیچ تغییری بر مبنای خواست دل افراد ایجاد نمیشود!

¢    بدون برنامه ریزی و تلاش عمدی، انسان با سپری شدن زمان خودبه خود به هدفهایش نزدیک تر نمیشود.

¢    لازم است از روش درست استفاده شود: (اصل 4).

 


 

اصل 3: بیشتر افراد اقدام به تغییر هدفمند رفتارهای خود نمیکنند

¢    افراد معمولا تنها بعد از رسیدن به ته خط به فکر تغییر کردن میافتند.

¢    علل:

  • ما ممکن است آموزشهای نادرستی از سوی جامعه، فرهنگ و خانواده دریافت کرده باشیم، برای مثال: «حرف مرد یکی است!».
  • بخش ناخودآگاه ذهن انسان دنبال کسب لذت یا دوری از اضطراب است و چون تغییر کردن در ابتدا ایجاد ناراحتی میکند، بخش ناخودآگاه ذهن تمایلی به تغییر کردن ندارد. بنابراین لازم است از نقش این قسمت خودکار ذهن، که مثل یک اتوپایلوت است، آگاه شد و آن را کنترل کرد. در حالی که بسیاری از افراد به غلط کارهای مختلف را فقط برای این انجام میدهند که حس خوبی در آنها ایجاد شود، مثلا کارهایی را که انجام میدهند تا از سوی دوستان شان تشویق شوند: در فیسبوک لایک بگیرند، یا موجب خنده دوستانشان شوند. اما درست این است که کارها را با توجه به نتیجه ای که در آینده ایجاد میکنند انجام داد. برای آگاه شدن از نتایج کارها، باید به تجربه گذشته دقت کرد. منظور این نیست که کارها نباید در افراد حس خوبی ایجاد کنند، بلکه اولویت با نتیجه کار است: کاری که نتیجه خوبی دارد باید انجام شود حتا اگر حس بدی ایجاد میکند و کاری که نتیجه بدی دارد نباید انجام شود، حتا اگر حس خوبی ایجاد کند. اگر تغییر کردن در یک موضوع برای یک نفر نتیجه خوبی به دنبال داشته باشد، آن فرد باید در آن موضوع تغییر کند، هرچند که تغییر کردن ممکن است در ابتدا حس خوبی برای او ایجاد نکند.
  • عدم پذیرش مسئولیت کارهای خود:

-          مذهبی: نسبت دادن رفتارهای خود به خدا. در حالی که خداوند به انسان آزادی داده است و در قبال این آزادی، انسان نسبت به رفتارهایش مسولیت دارد.

-          روانکاوی: نسبت دادن رفتارهای خود به کارهای والدین یا حوادث گذشته. هر چه قدر هم که گذشته فرد نامطلوب بوده باشد، فرد میتواند با تغییر دادن رفتارهایش، آینده اش را متحول کند.

-         زیست شناختی: نسبت دادن کارهای خود به بیماریهایی نظیر بیش فعالی، افسردگی و اعتیاد. بیماری، سرعت انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، اما جهت حرکت را نه. کسی که سوار ژیان است ممکن است دیرتر به هدف برسد، ولی اگر به جای مقصد به نقطه دیگری برود مقصر خودش است!

-         اجتماعی: نسبت دادن کارهای خود به دوستان و اطرافیان (رفیق ناباب!).

  • نداشتن صبر و امید.

 

اصل 4: با روش درست، همه افراد میتوانند به شکلی که میخواهند تغییر کنند.

¢    برای تغییر باید انگیزه داشت:

  • حضور همزمان دو عامل، باعث ایجاد شدن انگیزه میشود:
  • واقع بینی نسبت به ضعفهای زمان حال
  • تجسم روشن یک هدف جذاب

¢    اما عواملی وجود دارد که انگیزه را از بین میبرند:

  • تکبر
  • خیالبافی در مورد تغییری که قرار است ایجاد شود، حرف زدن در مورد انجام دادن کار یا شروع کردن کوتاه مدت کار: این موارد حس خوبی ایجاد میکنند و واقع بینی اولیه را از بین میبرند.
  •  دستور گرفتن از دیگران به ایجاد شدن انگیزه کمک نمیکند، بنابراین باید از راه درست به دیگران کمک کرد تا انگیزه پیدا کنند. مثلا نسبت به مسائل واقعی به آنها آگاهی داد (افزایش واقع بینی) یا در مورد جذابیت هدف برای آنها صحبت کرد.

 

واقع بینی (از عوامل شکل دهنده انگیزه)

¢    نظرات دیگران میتوانند به ما کمک کنند تصویر واقع بینانه ای از خودمان داشته باشیم. همه نظرات الزاما درست نیستند، اما دیگران مثل آینه میتوانند به ما کمک کنند تصویر واقع بینانه ای از خودمان داشته باشیم.

¢    تفاوتهای واقع بینی با منفی بافی:

  • فرد واقع بین، به کارها نگاه میکند (من این درس ریاضی را بلد نیستم)، فرد منفی باف، چیزی را به ذات خود یا دیگران نسبت میدهد (من کودن هستم).
  • فرد واقع بین بر زمان حال تمرکز دارد و میداند که در آینده میتواند تغییر کند، ولی فردمنفی باف صفاتی همیشگی به خود یا دیگران نسبت میدهد.
  • فرد واقع بین علاوه برنقاط ضعف، به نقاط مثبت هم نگاه میکند.

¢    بنابراین فرد واقع بین دارای عزت نفس است و میتواند در جهت بهتر شدن تغییر کند، ولی فرد منفی باف بین دچار سرخوردگی و ناامیدی است و انگیزه ای برای تغییر ندارد.

 

تکبر (از عوامل از بین برنده انگیزه)

¢    تکبر احساسی است که گهگاه در همه افراد ایجاد میشود.

¢    چند واقعیت:

  • همه انسانها ضعفهای زیادی را در وجود خودشان دارند.
  • همه انسانها بر بسیاری از عوامل تسلط ندارند.
  • همه انسانها از آینده خبر ندارند.

¢    با توجه به واقعیت های بالا، اگر کسی دچار تکبر شود، واقع بین نیست و بنابراین انگیزه تغییر در او نمیتواند وجود داشته باشد.

¢    تکبر به دلیل این که واقع بینی را خدشه دار میکند، مثل شراب بر عملکرد فرد تاثیر منفی میگذارد. تکبر، حادثه اجتماعی ایجاد میکند، همان طور که شراب، حادثه رانندگی ایجاد میکند.

¢    لازم است به طور مستمر احساسهای خود را مشاهده کرد و در صورت بروز تکبر فورا این احساس را اصلاح کرد.

¢    لازم است با دیگران صادق بود و از تعریف و تمجید بی پایه خودداری کرد تا ناخواسته به شکل گیری تکبر در آنها کمک نکنیم.

 

 

 

عهد شکنی

¢    هر کسی بعد از تصمیم گیری برای تغییر، ممکن است به دفعاتی دچار عهدشکنی شود.

¢    لازم است از هر مورد عهدشکنی که پیش آمد درس گرفت، تجربه حاصل شده را ثبت کرد و به تلاش برای تغییر کردن ادامه داد. عهد شکنی مثل زمین خوردن است، فرد باید بلند شود و تجربه کسب کند و به مسیرش ادامه دهد.

¢    از علل عهد شکنی از بین رفتن انگیزه است، بر پایه واقع بینی و تجسم هدف جذاب، باید انگیزه را به طور مستمر حفظ کرد.

¢    رفتارهای انسان مثل زنجیر به هم وصل هستند. برای تغییر یک رفتار شاید لازم باشد رفتارهای دیگری که از اول پیش بینی نمی شدند را هم تغییر داد.

¢    تغییر دادن یک رفتار ممکن است منجر به ایجاد شدن عواقب ناخواسته شود، مثل جایگزین کردن یک رفتار غلط جدید با رفتار غلط قبلی، باید درس گرفت، تجربه کسب کرد و تلاش کردن را ادامه داد.

¢    اگر کسی تصمیم بگیرد تغییر کند، خاطراتی که دیگران از او دارند عوض نمیشود، در صورت لزوم باید از دیگران عذرخواهی کرد و تا مدتها واکنش آنها به رفتارهای سابق را تحمّل کرد و عکس العمل منفی نشان نداد.

¢    هر تغییری نیاز به زمان دارد و باید از اول پیش بینی کرد که برای تغییر کردن لازم است زمانی طولانی صرف کرد، مثلا مهارت در نواختن یک ساز ممکن است به 7 سال زمان نیاز داشته باشد.

¢    فرد میتواند برای خودش جریمه ای معقول را پیش بینی کند، تا در صورت عهدشکنی انجام دهد.

 

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤


حقوق بشر و اختلالات روانی

چند سال قبل در کنفرانسی با عنوان فوق در شهر وارویک شرکت کردم. موضوع سخنرانی من در خصوص اختلاف نظر هایی بود که در مورد اختلال کم توجهی و بیش فعالی وجود دارد.

معتقدان به مدل طبی این اختلال با استناد به حق برخورداری از درمان ضروری میدانند که درمان این اختلال (داروهای محرک) برای کلیه مبتلایان فراهم گردد. آنها گاهی گامی فراتر نهاده و درمان را الزامی دانسته و خواهان استفاده از الزامات قانونی برای تضمین این امر هستند (برای مثال میخواهند با والدین فرزاندان مبتلا، در صورت عدم درمان، تحت اتهام غفلت از فرزندان برخورد قانونی صورت گیرد).

از سوی دیگر برخی افراد مشتاقانه خواهان دریافت این داروها هستند، اما در صورت عدم تایید پزشکان قادر به تحقق آن نخواهند بود.

مدل جایگزین، که من پیشنهاد کردم به رسمیت شناختن اختلاف برخی افراد است (بدون به کارگیری برچسب بیمار) و ارائه داروها و اطلاعات مرتبط به گونه ای است که بر اساس آزادی فردی مورد استفاده قرار گیرند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤


نقش اینترنت در طبی نمایی (medicalization)

اختلال کم توجهی و بیش فعالی عنوانی بحث بر انگیز است که بنا بر نظر جامعه شناسان از جمله پیتر کنراد Peter Conrad یک مثال شاخص از فرایند طبی نمایی است ( او در کتاب Deviance and medicalization به تبیین طبی نمایی مواردی از قبیل بیش فعالی، کودک آزاری و اعتیاد پرداخته است و از سال ۱۹۷۵ تا کنون مقالات جالبی در خصوص طبی نمایی بیش فعالی ارائه کرده است). برخی معتقدند که رسانه ها و بالاخص اینترنت با ترویج مدل طبی این پدیده، بر میزان طبی نمایی آن می افزایند (یعنی افراد با مطالعه علائم و نشانه های این اختلال در اینترنت، اعتقاد پیدا میکنند که به آن ابتلا دارند و از پزشک شان طلب تشخیص و درمان میکنند). از سوی دیگر برخی از پزشکان با نادرست خواندن مواردی که با مدل طبی در تناقض هستند از گمراه کننده بودن رسانه ها گله میکنند.

به همین دلیل جالب دانستم که نقش و عملکرد اینترنت در این خصوص را بررسی کنم و یک مطالعه کوچک که براساس موتور جستجوی Google در این خصوص انجام دادم که خلاصه آن در ذیل آمده است. مقاله حاصل از این تحقیق را در کنفرانس Communication Technologies of Empowerment درشهر لیدز ارائه کردم. در صورت تمایل به دریافت متن کامل این مقاله لطفا با من تماس بگیرید.

 

Internet: a place for different voices in health and medicine? a case study of `attention deficit hyperactivity disorder`

 

Lay people might disagree with the `formal` knowledge of medicine, which is produced in medical schools. Internet has provided a new opportunity for them to present their ideas and show their protest. Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD) is a new concept, and since its introduction in recent decades, it has been always a controversial topic. Many people are presenting their points of view regarding ADHD in the web, which are different with the `formal` concept of the medical model. The main themes in this regard include accepting the difference of ADHD patients, and the necessity of application of the label and drugs. There are scientific articles, personal and organizational web pages, group discussions, web Blogs, and news pages regarding these topics in the web. In this article, by exploring a sample of ADHD related materials by Google, I explore the situation of the current `formal` knowledge of ADHD as well as different ideas and variations that could exist in this field. Then I evaluate the effects of these different voices could have in knowledge and practice of `formal` knowledge. Finally, I will discuss the role of internet in future of health and medicine.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤
تگ ها : پزشکی کردن


رقابت مفاهیم در فرایند پزشکی شدن

پدیده پزشکی شدن (medicalization) مفهومی است که توسط ایوان ایلیچ (Ivan Illich) و میشل فوکو (Michel Foucault) رواج پیدا کرد و به گسترش دامنه فعالیت‌های درمانگران از قبیل افزایش دخالت آنها در فرایندهای تولد و مرگ اشاره می‌کند. به طور معمول تصور بر این است که با افزایش میزان دخالت، قدرت نیز بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل، اصطلاح پزشکی‌شدن ممکن است برای اشاره به راهکارهای توسعه‌طلبانه و قدرت‌طلبانه به کار برود (١).

ممکن است خصوصیات برخی افراد که ناهنجار تلقی شده‌اند، در طی فرایند پزشکی‌شدن به عنوان یک مشکل پزشکی معرفی شوند، و خصوصیات مذکور به یک برچسب (تشخیص) مرتبط گردند. اما در طی فرایند پزشکی شدن، ممکن است رقابتی میان مفاهیم صورت بگیرد.

رقابت نوع ١

در این حالت تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر اصلی بودن خصوصیات مرتبط است. مثلا در اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، بحث شود که کدام نشانه، علت اصلی مشکلات است (کم‌بودن تمرکز یا زیاد بودن فعالیت جسمی یا تکانشی بودن).

رقابت نوع ٢

در این حالت نیز تشخیص مشترک است، اما بحث بر سر در برگرفتن خصوصیات است. برای مثال برخی از مولفان «احساس قریب الوقوع بدبختی» و «عدم توانایی انجام کارهای روتین» را از نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی می‌دانند، ولی در DSM-IV-TR به اینها اشاره ای نشده است.

رقابت نوع ٣

در این حالت نیز تشخیص مشترک است و رقابت بر سر سبب‌شناسی و در نتیجه درمان بیماری است. برای مثال، با تاکید بر نقص ناقل‌های عصبی به عنوان علت اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، درمان دارویی وجاهت پیدا میکند؛ و با تاکید بر علل اجتماعی مداخلات روانی و اجتماعی منطقی می‌شوند. نکته جالب این‌جاست که در عمل امکان بررسی سبب شناسی کم‌تر فراهم است و عمدتا به دلیل موثر بودن درمان دارویی، سبب شناسی زیست‌شناختی مطرح شده است. از آن جایی که روانپزشکان و روانشناسان به انواع مختلفی از درمان می‌پردازند، این رقابت، نوعی رقابت حرفه‌ای نیز محسوب می‌شود.

رقابت نوع ۴

در این حالت دو تشخیص متفاوت مطرح میشود، اما خصوصیات مورد نظر مشابه و یا تا حد زیادی مشترک هستند. این رقابت معمولا نهفته است، چون هر یک از درمانگران تنها به یک نوع تشخیص اعتقاد دارند.

لازم است مفهوم فوق از مفاهیم زیر تفکیک گردد:

هم‌زمانی ابتلا (co-morbidity): در این شرایط در یک فرد، دو تشخیص که نشانه‌های متفاوتی دارند موجود است.

تشخیص افتراقی (differential diagnosis): در این حالت یک درمانگر در فردی نشانه‌های را دیده است و تلاش می‌کند یک تشخیص را برای آن فرد انتخاب کند و به بررسی تشخیص‌هایی که در آن نشانه مشترک هستند می‌پردازند.

 

به دلیل که در روانپزشکی روش قطعی (Gold standard) جسمی برای تصمیم‌گیری در رقابت‌ها وجود ندارد، نمی‌توان از این رقابت‌ها اجتناب کرد. معمولا مفهومی که از حمایت افراد و سازمان‌های قوی‌تری برخوردار باشد، رواج بیشتری پیدا می‌کند.

 

1) Scot J, Marshall G, (2005) Oxford Dictionary of sociology, Oxford University Press, New York.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤


گروه بیش‌فعالان

دوستی در فیس‌بوک گروهی ساخته برای گردهم آمدن کسانی که فکر می‌کنند ADHD دارند. کار جالبی است:

http://www.facebook.com/group.php?gid=79789450748

 

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٠
تگ ها :